تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٣ - سوره هود(١١) آيات ٣٠ تا ٣٩
وَ لا أَقُولُ و نميگويم لِلَّذِينَ تَزْدَرِي مر آنان را كه بخوارى در ايشان مينگرد أَعْيُنُكُمْ چشمهاى شما و بجهة فقر ايشان را اراذل مىگوييد لَنْ يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ كه نخواهد داد خدا ايشان را خَيْراً نيكويى چه آن چه حقتعالى براى ايشان آماده كرده به از آنست كه شما را در دنيا داده اللَّهُ أَعْلَمُ خدا داناتر است بِما فِي أَنْفُسِهِمْ بآنچه در نفسهاى ايشانست از صدق و اخلاص و اگر من حكم باسلام ايشان نكنم در ظاهر إِنِّي إِذاً بدرستى كه من آن هنگام باشم لَمِنَ الظَّالِمِينَ از ستمكاران بر خود چه انبيا را حكم بر ظاهر است بدانكه ازدراء افتعالست ماخوذ از زرى اذا عابه قلب تا بدال شده بجهة تجانس زا در جهر و اسناد آن با عين جهة مبالغه است و تنبيه بر آنكه استرذال قوم نوح ايشان را بادى الراى بود بدون روية و بجهة معاينه وثاثت حال و قلة منال آنها بود نه بر وجه تامل در معانى و كمالات آنها قالُوا گفتند قوم نوح كه يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا اى نوح با ما مجادله و مخاصمه كردى فَأَكْثَرْتَ جِدلَنَا پس بسيار گردانيدى جدال را با ما و آن را دراز كشيدى و در اين باب از اندازه بيرون رفتى و سخن را كوتاه نكردى فَأْتِنا بِما تَعِدُنا پس بيار آنچه ما را وعده دادى از عذاب إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ اگر هستى تو از راستگويان در دعوى وعيد خود چه مناظره تو در ما تاثيرى نميكند قالَ گفت نوح عليه السّلام جز اين نيست كه إِنَّما يَأْتِيكُمْ بِهِ اللَّهُ بيارد خدا آن را بر شما إِنْ شاءَ اگر خواهد عاجلا يا اجلا يعنى آوردن آن در دست من نيست در هر وقتى كه مشيت او سبحانه بوقوع آن تعلق گيرد البته بفعل آيد و از آن متقدم و متاخر نشود وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ و نيستيد شما عاجز كنندگان مر خداى را از تعذيب او شما را بآنكه در دفع عذاب او كوشيد يا از او بگريزيد وَ لا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي و سود نميدهد شما را نصيحت كردن من إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ گر خواهم كه نصيحت كنم مر شما را إِنْ كانَ اللَّهُ يُرِيدُ اگر هست خدا كه خواهد أَنْ يُغْوِيَكُمْ آنكه غاوى و خايب گرداند شما را از رحمت خود يعنى بجهة فرط كفر و اصرار شرك و عناد شما را از ثواب خود محروم گرداند و شما را معاقب سازد در كلام تقديم و تاخيرى هست و تقرير آن اين است كه (ان كان اللَّه يريد ان يغويكم فان اردت ان انصح لكم لا ينفعكم نصحى) يعنى اگر خداى خيبة شما خواسته باشد بجهة فرط عناد شما پس اگر من خواهم كه نصيحت كنم شما را آن نصيحة نفع