تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٤ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٣٠ تا ١٣٩
لِتَسْحَرَنا بِها تا سحر كنى ما را بآن فَما نَحْنُ لَكَ پس نيستيم ما مر تو را بِمُؤْمِنِينَ از گرويدهگان و باوردارندگان چون قبطيان عناد و انكار را بسرحد اطناب كشيدند فَأَرْسَلْنا پس فرستاديم ما عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ بر ايشان طوفان را و آن هر چيزيست كه طوف كند و اماكن و همه آن را فرو گيرد چون باران و سيل و گويند مراد بآن (جدرى) است و يا موتان كه موت مواشى است و يا طاعون وَ الْجَرادَ و فرستاديم ملخ پرنده وَ الْقُمَّلَ و ملخ بياده را يا كنه بزرگ يا سبوسه را يا اولاد جراد قبل از ابنات اجنحه آن وَ الضَّفادِعَ و بزغهايى كه با جامهاى خواب ايشان در مىآمدند و در طعامهاى ايشان مىافتادند و بر سر و روى ايشان مىدويدند و در وقت سخن كردن بدهن ايشان در ميافتادند و ميرفتند وَ الدَّمَ و خون كه هر چه مىآشاميدند برنگ و طعم خون ميبود آياتٍ مُفَصَّلاتٍ در حالتى كه اين اشياء مذكوره آياتهاى قدرت ما بود مبين و هويدا بود كه بر هيچكس پوشيده نبود كه آن آيات خدايست و نقمت او بر ايشان و از يكديگر جدا شده بجهت امتحان احوال ايشان چه مدت ميان هر دو آية يك ماه بود و امتداد هر آيتى يك هفته و با وجود اين متنبه نشدند فَاسْتَكْبَرُوا پس گردن كشى كردند از فرمانبردارى وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ و بودند گروهى بغايت معاند و گناهكار در كفر كه با وجود تظاهر آيات و تتابع آن بآن ايمان نياوردند از ابن عباس و سعيد بن جبير روايت است كه چون سحره ايمان آوردند فرعون و اتباع او مقهور شدند و مغلوب و منكوب بازگشتند و بر كفر و معصيت اصرار كردند حقتعالى ايشان را بقحط و نقصان ميوه امتحان كرد هيچ متنبه نشدند موسى عليه السّلام دعا كرد كه بار خدايا آيتى به ايشان نما كه موجب نقمت و بليت باشد به ايشان و قوم مرا بآن پندى و موعظه و عبرتى بود حقتعالى طوفان را بر ايشان فرستاد بر وجهى كه هفت شبانه روز باران به ايشان باريد با ظلمت ابرهاى متراكم ايشان درماندند چون آب بخانههاى قبطيان در آمد مردان و زنان بر پاى بايستادند و كودكان را بر بلنديها نشاندند و هر قبطى كه در خانها نشستى غرق شدى و همه طعام و اثاث خانه ايشان را ضايع كرد و اكثر خانهاى ايشان فرود آمد و كشت و زرع ايشان تباه شده و با آنكه خانهاى بنى اسرائيل به منازل ايشان متصل بود قطره آب بخانه ايشان فرود نيامد و گويند مراد (طاعون) بود كه بسبب آن هفتاد هزار از ايشان بمردند از صادق عليه السلام مرويست كه برف سرخ بسر ايشان بباريد و چون مثل آن بديدند دهشت بر ايشان غالب شده بسيارى از ايشان بمردند القصه بتنگ آمده رجوع بفرعون كردند و از او نااميد شده روى بموسى آوردند كه از