تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٠ - سوره الأعراف(٧) آيات ٨٠ تا ٨٩
حضرت فرمود كه دست از غلام بداريد كه در اينقول صادقست گفتند يا امير المؤمنين عليه السّلام اين را از كجا مى گويى فرمود كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود هر كه عمل قوم لوط كند و بىتوبه از دنيا برود حقتعالى او را نزد قوم لوط برد تا آن جا با ايشان باشد و حشر او با ايشان بود و چون حق تعالى ذكر لوط و قومش را كرد در عقب آن از حال شعيب و قوم او خبر ميدهد كه وَ إِلى مَدْيَنَ و فرستاديم بسوى اولاد مدين كه پسر ابراهيم عليه السّلام بود أَخاهُمْ شُعَيْباً برادر ايشان را در نسب كه او شعيب بود و او پسر مكيل بن يشجر بن مدين بود و نزد عطا شعيب بن بوته بن مدين بن ابراهيم بود و او را (خطيب الانبيا) ميگويند بجهة حسن مراجعت و مجاورت او با قوم قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ گفت اى گروه من بپرستيد خداى را بوحدانيت ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ كه نيست شما را هيچ خداى بحق غير از وى قَدْ جاءَتْكُمْ بدرستى كه آمد بشما بَيِّنَةٌ معجزه روشن مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار شما بدانكه معجزه شعيب عليه السّلام در قرآن مذكور نيست هم چنان كه در او ذكر اكثر معجزات نشده اما در روايت آمده كه عصاى موسى كه اعجاز او اين بود كه چون مار قصد غنم كردى عصا اژدها شده او را دفع كردى و در شب پاسبانى نمودى و چون شمع روشن بودى و آنچه مرغوب موسى بودى از جنس اطعمه و فواكه از او پديد آمدى از شعيب باو رسيده بود پس اينها معجزه شعيب نيز بوده باشد چه صدور اين معجزات از عصا پيش از آن بود كه موسى پيغمبر شود و نيز موسى را وعده داده بود كه غنم تو هر ولدى كه آورد سيه سفيد باشد و برنك ديگر نباشد و اينصورت وقوع پذيرفته اولاد گوسفندان موسى سيه سفيد بودندى نه غير آن و در كتابى كه محتوى است بر آيات و ذكر معجزات انبيا عليهم السلام ميگويد كه معجزه شعيب آن بود كه چون خواستى كه بكوه بلندى بر آيد كوه سر فرود آوردى تا شعيب بآسانى بر وى صعود گرفتى و قتاده گفته كه شعيب دو بار مبعوث شد يك بار بر اهل مدين و يك بار ديگر بر اصحاب ايكه و مرويست كه هر يك از قوم او را دو مكيال و ميزان بودى يكى از ديگر بزرگتر بدان بزرگ خريدندى و بدان كوچك فروختندى و با وجود كفر در كيل و وزن خيانت كردندى شعيب ايشان را فرمودى كه شما را بخداى ميخوانم و آيتى بشما مينمايم فَأَوْفُوا الْكَيْلَ پس تمام و راست سازيد آلت كيل را وَ الْمِيزانَ و آلت وزن را و راستى كنيد و سويت مرعى داريد در كيل و وزن در انوار گفته كه كلام را ناچار است از حذف مضاف اى آلة الكيل و آلة الميزان و يا آنكه مراد از كيل ميزان باشد چون عيش كه بمعنى معاش آمده و يا تقدير اين باشد كه فاوفوا الكيل و وزن الميزان و ميتواند