تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٣ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٨٠ تا ١٨٩
گردند چه اگر وقت وقوع آن دانستند در اول حال مرتكب معصيت گشتندى بجهت اعتماد بر زمان وقوع آن و در آخر ملجا شدندى بتوبه و انا به بجهت قرب آن و اين هر دو منافى لطف و تكليف است و بعد از آن بيان هول و هيبت آن ميكند بقوله ثَقُلَتْ گران و عظيم است قيامت از روى شدايد و اهوال فِي السَّماواتِ در آسمانها وَ الْأَرْضِ و زمينها يعنى بر اهل آن از ملائكه و جن و انس فكان اين اشاره است بعلت خفاى آن بر ايشان و معنى آنكه دانستن آن بر اهل آسمانها و ارض كه ملائكه ثقليناند بزرگ و گرانست از غاية هيبت و هول آن در مجمع گفته كه مفسران را در اين باب چند وجه است يكى آنكه علم آن ثقيل است بر سكنه عالم علوى و سفلى زيرا كه هر كه بر او امرى مخفى باشد و او بسيار متشوق باشد بدانستن آن آن امر بر او ثقيل خواهد بود و اين قول سدى است و اتباع او دويم عظيم و گرانست بر اهل آسمان و زمين صفت قيامت و علامت آن از انتشار نجوم و تكوير شمس و تسيير جبال و غير آن و اين قول حسن و ابن جريح است سيم ثقيل است وقوع آن بر اهل سماوات و ارض بجهت عظمة و شدت آن و اين قول قتاده است و معنى اينكه زمين و آسمان با عظمتى آن چنان اگر حيات داشتندى ثقيل ميبود بر آن احوال قيامت از انفطار سماوات و انكدار نجوم و تسيير جبال و غير آن لا تَأْتِيكُمْ نيايد بشما قيامت إِلَّا بَغْتَةً مگر ناگاهان تا اعظم و اهول باشد و از حضرت رسالت (ص) مرويست كه
الساعة تهيج بالناس و الرجل يسقى ماشيته و الرجل يصلح حوضه و الرجل يقوم سلعته و الرجل يخفض ميزانه و يرفعه
يعنى قيامت بر وجهى بر مردمان واقع شود كه بعضى مشغول باشند باصلاح حوض و بعضى باب دادن مواشى و بعضى بقيمت كردن متاع و خريد و فروخت آن و برخى بتراز و برداشتن و فرو گذاشتن مراد آنست كه ناگاه وقوع يابد بدون ظهور مقدمات يَسْئَلُونَكَ و مى پرسند تو را از وقت وقوع آن و حدوث آن بر وجهى كه كَأَنَّكَ گوييا تو حَفِيٌّ عَنْها عالمى و دانا بوقت آمدن آن و حفى فعيل است ماخوذ از (حفى عن الشيء اذا سال عنه و بالغ و استقصى فيه) و تنزيل آن بر معنى علم جهت آنست كه هر كه مبالغه كند از سؤال از شيء و بحث از آن كند مستحكم شود علم او در آن و لهذا معدى بعن شده فكانه قال (كانك استقصيت فى السؤال عنها حتى علمت) و گويند عن صله يسئلونك است و نزد بعضى اشتقاق آن از حفاوة است بمعنى شفقت چه قريش گفتند بآن حضرت كه ميان ما و تو قرابت است كه مستلزم شفقت و مرحمت است پس از براى ما بگو كه قيامت كى قايم شود حقتعالى فرمود كه از تو اين سؤال ميكنند گوئيا تو بجهت قرابت شفقت دارى بر ايشان و