تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٢ - سوره التوبة(٩) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
اهل نفاق بلكه اعْتَرَفُوا اعتراف كردند بِذُنُوبِهِمْ بگناهان خود و مقر شدند بآن خَلَطُوا بياميختند عَمَلًا صالِحاً كردار نيك را يعنى غزوها كه باتفاق پيغمبر (ص) از ايشان در وجود آمده بود باظهار ندم و اعتراف بذنب وَ آخَرَ سَيِّئاً و عمل ديگر كردند كه بد بود كه آن تخلف ايشان بود از تبوك و موافقت اهل نفاق و او يا بمعنى با است (كما وقع فى قولهم بعث الشاة و درهما) و يا بجهت دلالت بر آنكه هر يك از آن دو امر مخلوط بودند بديگرى عَسَى اللَّهُ شايد خدا آن كه أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ توبه ايشان بپذيرد و بر ايشان رجوع كند بمغفرت و آمرزش إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ بدرستى كه خداى تعالى آمرزنده است تايبان را رَحِيمٌ مهربان به تفضل بر ايشان ذكر عسى براى آنست كه تا مكلف ايمن نشود و پيوسته ميان خوف و رجا باشد در تاويلات كاشفى مذكور است كه اعتراف بذيب از جهت بقاى نور استعداد است و عدم رسوخ بلكه خطيئات و بدان استدلال ميتواند كرد بر آنكه معتر فرا ديده بصارت گشاده شد و قباحت گناه مشهود وى گشته چه اگر ظلمت غفلت متراكم گردد و رذايل در طبيعت راسخ شود مجرم هيچ گناه را زشت نداند بلكه بسبب مناسبت اين را نيك بيند و در عذاب خذلان و تخليه ماند و بدانكه نزد ضحاك آنست كه ايشان هفت تن بودند و بروايت سعيد بن جبير هشت و عطا گفته كه پنج بودند و بروايت ماثوره از ابى جعفر محمد بن على الباقر عليه السّلام و زهرى آيه درباره ابو لبابه آمده كه چون رسول (ص) بغزاى تبوك رفت وى از تخلف پشيمان شده خود را بر ستون مسجد بست و سوگند خورد كه طعام و شراب نخورم تا بميرم يا خداى تعالى توبه مرا بپذيرد و هفت روز هيچ نخورد تا بيفتاد و قوه از وى ساقط شد حقتعالى اين آيه فرستاد و توبه او قبول كرد و رسول (ص) بنفس نفيس خود او را بگشاد ابو لبابه گفت يا رسول اللَّه (ص) آن سرايى كه در وى اين گناه كردهام متوطن او نخواهم شد و آن مال كه بدوستى آن تو را رها كردم و تخلف ورزيدم از رتبه ملكية خود بيرون كردم حضرت فرمود ثلث آن را تصدق كن نه جميع آن و در اكثر تفاسير مذكور است كه ايشان ده تن بودند و بعد از نزول اين آيه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه تا ايشان را بگشادند آن آزاد شدگان بشكرانه قبول توبه اموال خود را نزد حضرت رسالت (ص) آوردند و گفتند يا رسول اللَّه (ص) ما بسبب اين مالها از دولت خدمت تو بازمانديم آنها را فراگير و در راه خدا تصدق كن سيد عالم (ص) فرمود كه من باخذ مال شما مأمور نيستم اين آيه نازل شد كه خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ فراگير از مالهاى ايشان يعنى بعضى از آن صَدَقَةً زكاة فريضه و نزد حسن صدقه مفروضه