تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٤ - سوره الأنفال(٨) آيات ١ تا ٩
است بر آنكه از موت گريزان باشد و براحت شتابان و راهب باشد از مواطن هلاكت و راغب بمواضع امنيت وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ ياد كنيد كه چون وعده داد شما را خداى إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ يكى از اين دو گروه را كه يا كاروان باشد يا لشگر قريش أَنَّها لَكُمْ كه آنها مر شما را باشد اين بدل اشتمال است از احدى الطائفتين وَ تَوَدُّونَ و شما دوست ميداريد أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ آنكه غير خداوند سلاح و عد و عدد تَكُونُ لَكُمْ باشد مر شما را چه شنيدهايد كه كاروان چهل سوار بيش نيستند و لشگر كفار قريش نهصد و پنجاه مردند پس شما آسانتر را ميخواهيد شوكة بمعنى حدة است مشتق از شوك كه بمعنى خاريست كه موجب اذيت بدن است هم چنان كه اسلحه موجب اذيت غير است پس وجه شبه بينهما اذيت و شدت باشد وَ يُرِيدُ اللَّهُ و ميخواهد خداى أَنْ يُحِقَّ الْحَقَ آن كه ثابت گرداند حق را بِكَلِماتِهِ بآيتهاى خود كه در باب محاربه ذات الشوكة فرستاده و يا به كلمات زلى كه در باب قتل و اسر ايشان در لوح نوشته كه وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ و قوله لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ يا بوعدهاى فتح و ظفر كه پيغمبر خود را صلى اللَّه عليه و آله داده بود و يا مراد بآيات او امر است مر ملائكه را بامداد اهل ايمان يعنى مشيت الهى تعلق گرفته كه دين اسلام را ثابت و قايم گرداند بامداد ملائكه مؤمنان را در وقت محاربه ايشان با مشركان وَ يَقْطَعَ و ببرد و از بيخ بر كند دابِرَ الْكافِرِينَ بنياد كافران را و مستاصل سازد و معاندان را زبده معنى آنست كه شما ميخواهيد كه پيوسته مستغرق الا و نعماى او سبحانه باشيد و هيچ مكروهى بشما نرسد لِيُحِقَّ الْحَقَ و حقتعالى ميخواهد تا بسبب مكارهى كه بشما ميرسد در جهاد ثابت گرداند و ظاهر سازد حق را كه دين اسلام است يعنى بقتل مشركان اعلاى دين اسلام نمايد و اظهار آن كند بر ساير اديان و تحصيل آن چيزى كند كه موجب فوز دارين شما باشد يا نصرت دهد پيغمبر خود را كه پيغمبرى بحق است وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ و نابود سازد امر باطل را كه كفر است وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ و اگر چه كارهند و نه ميخواهند آن را كافران كه مستغرق گناهند و آيه تكرار نيست زيرا كه مراد تحق الحق در اول بيان مراد است و آنچه در ميان مراد او است و ميان مراد بندگان از فرط تفاوت و ثانى براى داعى بحمل رسول بر اختيار طايفه ذات الشوكة و نصرت وى بر ايشان إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ بدل است بر اذ يعدكم يا متعلق است بقوله ليحق الحق و يا آنكه بر اضمار اذكر است و معنى اين كه