تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٠ - سوره يونس(١٠) آيات ٢٠ تا ٢٩
ساير آفات و عاهات و نكبات و بليات مراد جنت نعيم است كه محتويست بر راحت بى محنت و گنج بى رنج و كرامت بى اهانت و نعمت بى انقطاع يعنى دعوت ميكند بعملى كه موجب دخول جنانست و گويند بهشت را دار السلام بجهت آن گفت كه تحيت خدا و تحيت ملائكه بر اهل آن با تحيت بهشتيان بر يكديگر سلام است كقوله سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ و قوله وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَيْكُمْ و قوله سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ و قوله سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ و قوله تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ و قوله إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً يا سلام حقتعالى باشد و اضافه بهشت بدان جهت تعظيم آن بود چنانچه اضافه بيت بصاحب بجهت تكريم و در فصول آورده كه حقتعالى بنده را ميخواند از سرايى كه اولش بكاء و اوسطش عناء و آخرش فنا است بسرايى كه مبدعش عطا و اوسطش رضا و آخرش جوار حضرت مولى و گفتهاند كه ان السلام دعا الانام من دار الملام الى دار السلام فمن ابى قد حولها عليه حرام و من لبى فله الاكرام و الانعام و من دار التكليف الى دار الشريف و من دار البلوى الى جوار المولى و من دار الفناء الى دار البقاء و من دار العناء الى دار الغناء و من دار الزوال الى دار النوال و من دار اولها بكاء و اوسطها عناء و آخرها فناء الى دار اولها عطا و أوسطها غناء و آخرها بقاء و ارباب تحقيق و اصحاب تدقيق گفتهاند كه كمال الطاف و مرحمت الهى نسبت به بندگان خود از اين معلوم توان كرد كه چون دعوت شريعت متضمن تكاليف نفسانيه و مشاق بدنيه است آن را بخود اسناد نكرده حواله بحبيب خود كرده فرمود كه (ادعوا الى سبيل ربك) الاية و در حين دعوت بدار السلام كه از شوائب كلفت و مشقت مبرا است اضافه بخود داد و فرمود كه وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ و راه نمايد در قيامت هر كه را خواهد يعنى اهل ايمان و تقوى را إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ بسوى راه راست كه دار السلام است و يا مراد بصراط مستقيم ايمانست و تقوى كه موصل است بدار السلام يعنى هر كه علم ازلى تعلق گرفته بود كه بلطف و توفيق كه نصب ادله هاديه و حجج واضحه است منتفع خواهد شد و بوسيله آن بطريق نجات خواهد شتافت او را بآن هدايت داد و هر كه را كه ميدانست كه بجهة فرط استكبار و انكار از آن منقفع نخواهد شد او را در وادى خذلان گذاشته تخليه فرموده پس كافر معاند و مشرك جاحد بجهت فرط عناد و جحود و اصرار بر كفر و توغل در شرك از سعادت هدايت محروم است و در وادى شقاوت و ضلالت بىغايت خود سرگردان بعد از آن در صفت اهل دار السلام ميفرمايد كه لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مر آن كسانى را كه نيكويى كردند يعنى ايمان آوردند و مرتكب عمل صالح شدند و از نواهى اجتناب نمودند الْحُسْنى مثوبة حسنى و پاداش نيكوست كه آن نعم جليله دار السلام است وَ زِيادَةٌ و افزونى از پاداش كه بطريق تفضل كرامت فرمايد لقوله تعالى وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ و گويند حسنى جزاى حسنه است يكى