تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦٦ - سوره الأعراف(٧) آيات ٨٠ تا ٨٩
و هر گاه كه ملالش گرفتى و دلش بتنگ آمدى محاسن مبارك بدست گرفتى و فرمودى
ما يحبس أشقاها ان يخضبها من فوقها بدم
آن شقىترين امت را چه منع ميكند از آنكه بيايد و محاسن مرا بخون سر من سرخ كند و عجب حالتى است كه هم چنان كه قدار بن سالف عقر ناقه كرد باغواى زنى كه قطامه نام داشت چنان كه بروايت محمد بن اسحاق مذكور شد ابن ملجم نيز باغواى زنى كه قطامه نام او بود آن حضرت را شهيد كرد اللهم العن الذين قتلوا اولياءك و اذرهم و ازالوهم عن مناصبهم لعنا دائما ابدا الى يوم القيمة
و بعد از ذكر قصه صالح و ثمود بيان قصه لوط و قوم او ميفرمايد كه وَ لُوطاً و فرستاديم لوط بن هاران بن تارخ بن تاخور را كه برادرزاده ابراهيم خليل بود صلوات اللَّه عليهما بقوم او و گويند كه پسر خاله ابراهيم بود و ساره كه زن ابراهيم است خواهر او بود آوردهاند كه چون ابراهيم عليه السّلام از بابل متوجه شام شد بشهر اردن رسيد و لوط كه برادر زاده وى بود و حقتعالى وى را پيغمبرى داده وى را باهل مؤتفكات فرستاد و آن پنج شهر بود سدوما و آن اعظم مداين بود و عامورا و اورما و صابورا و صعورا و گويند صفرود و در هر شهر گويند چهارصد بار هزار هزار آدمى بودند و لوط عليه السلام بسدوما آمد و خلق را بخدا دعوت كرد و بيست سال ماند در ميان ايشان و بخيرات امر ميفرمود و از فواحش نهى مينمود و يكى از فواحش ايشان لواطه بود حق سبحانه و تعالى اين امت را از عاقبت امر ايشان خبر داد و فرمود فرستاديم لوط را كه إِذْ قالَ در وقتى كه از روى انكار و تقريع گفت لِقَوْمِهِ مر گروه خود را يعنى قوم سدوما كه لوط در ميان ايشان بود و بنا بر اين پيش از (اذ قال ارسلنا) مقدار است يعنى فرستاديم لوط را و ميتواند بود كه لوطا منصوب با ذكر مقدر باشد و إِذْ قالَ بدل آن يعنى ياد كن وقتى را كه لوط گفت مر گروه خود را أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ آيا مىآييد بدين خصلت قبيح و زشت يعنى لواطه كه متماديست در قبح ما سَبَقَكُمْ كه پيشى نگرفته بر شما بِها آن فاحشه را يعنى پيش از شما اين كار نكرده مِنْ أَحَدٍ هيچكس مِنَ الْعالَمِينَ از جهانيان با از براى تعديه است و من اولى براى تأكيد نفى و استغراق و ثانيه براى تبعيض و اين جمله استيناف است براى تقرير انكار پس اول توبيخ ايشان فرمود باتيان فاحشه و بعد از آن تقريع نموده باختراع آنكه أسوء است پس بيان فاحشه كرده فرمود كه إِنَّكُمْ آيا شما حفص و حمزه و كسايى و ابن ذكوان بطريق خبر خوانند يعنى بدرستى كه شما اى قوم لَتَأْتُونَ الرِّجالَ مىآييد بمردمان شَهْوَةً از جهت شهوت مِنْ دُونِ النِّساءِ بدون زنان كه مباح كرده شدهاند بر شما اين ابلغ است در انكار و توبيخ و شهوة