تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٢ - سوره يونس(١٠) آيات ٢٠ تا ٢٩
محض فضل است و در اين تنبيه است بر آنكه مراد بزياده فضل است وَ تَرْهَقُهُمْ و نپوشد ايشان را ذِلَّةٌ خوارى و رسوايى يعنى آثار مذلت بر ايشان هويدا گردد ما لَهُمْ نباشد مر ايشان را مِنَ اللَّهِ از عذاب خدا مِنْ عاصِمٍ هيچ نگه دارنده يعنى هيچكس عذاب از ايشان باز نتواند داشت و سخط خدا از آنها رفع نتواند كرد و يا ايشان را از جانب خدا و از نزد او عاصمى و حافظى نباشد و تيرگى وجه ايشان بمثابه بود كه كَأَنَّما أُغْشِيَتْ گوئيا پوشيده شده است وُجُوهُهُمْ رويهاى ايشان قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ بپارههاى از شب مُظْلِماً در حالتى كه آن شب تاريك بود مرا دو صف وجوه ايشانست بكثرت سواد كقوله تعالى وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ يعنى رويهاى ايشان از غم و اندوه و حرارت دوزخ چون شب تيره سياه گردد و اين حال است از ليل و عامل در او اغشيت زيرا كه او عامل است در قطعا كه موصوفست بجار و مجرور و عامل در موصوف عامل است در صفت أُولئِكَ آن گروه كه كاسبان سيئاتند يعنى مشركان و منافقان أَصْحابُ النَّارِ ملازمان آتش دوزخاند هُمْ فِيها ايشان در آتش خالِدُونَ جاويد باشندگانند يعنى هرگز روى رهايى از عذاب ندارند و چون مراد از آية كفارند پس وعيديه را نرسد كه احتجاج نمايند باين بر آنكه صاحب كبيره مخلد خواهد بود در دوزخ و چون ذكر جزاى كفار و اهل ايمان نمود در عقب آن توقيت جزا ميفرمايد بقوله وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ و ياد كن روزى را كه حشر كنيم نيكان و بدان را جَمِيعاً همه ايشان يا بترسيد از روزى چنين كه جميع ابرار و فجار در آن محشور گردند ثُمَّ نَقُولُ پس گوئيم لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مر آنان را كه شرك آوردند مَكانَكُمْ بايستيد بر جايهاى خود أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ شما و شريكان شما كه بدون من پرستيدهايد يعنى بتان تا به بينيد كه چه با شما كنيم فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ پس جدا كنيم ميان كفار و معبودان ايشان و قطع و وصل كنيم آن چيزى را كه ميان ايشان بوده از وسايل و بپرسيم از كافران كه چرا پرستش بتان كرديد گويند ايشان ما را بعبادت خود فرمودند حقتعالى بتان را بسخن در آورد وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ و گويند شريكان ايشان يعنى بتان ما كُنْتُمْ نبوديد شما إِيَّانا تَعْبُدُونَ كه ما را پرستيد بلكه شما هواى خود را پرستش ميكرديد چه آن امر شما بود باشراك آنچه شريك ميگردانيديد بخدا و گويند كه مراد بشركا