تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٨ - سوره التوبة(٩) آيات ١ تا ٩
گفت بَراءَةٌ اين بيزاريست و اصل مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ از خدا و فرستاده او و ميتواند بود كه برائة مبتدا باشد بجهت تخصيص آن بصفت و خبر آن قوله إِلَى الَّذِينَ عاهَدْتُمْ يعنى بيزارى كه و اصل است از خدا و رسول او بسوى آنان است كه پيمان بستهايد با ايشان مِنَ الْمُشْرِكِينَ از شرك آورندگان بجهت نبذ عهد ايشان اجماع امت بر آنست كه چون اين سوره نازل شد حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله چهل آيه از اوايل اين سوره بابى بكر داد و او را امير حاج ساخت فرمود كه آن را بر اهل موسم بخوان و بعد از رفتن ابو بكر بچند روز جبرئيل از نزد ملك جليل نازل شد كه اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله حقتعالى تر اسلام مىرساند و مى فرمايد كه بايد اداى اين پيغام نكند مگر تو يا كسى كه از تو باشد پس حضرت رسالت (ص) امير المؤمنين عليه السّلام را طلبيد و بر ناقه غضبا سوار كرده از عقب ابو بكر فرستاد و امر كرد كه آيات را از وى گرفته خود قرائت كند و ابو بكر را مخير سازد در رفتن و بازگشتن پس امير المؤمنين عليه السّلام بابو بكر لاحق شد آيات را از وى بستد و در روز ترويه ابو بكر خطبه خواند و مردمان را مناسك تعليم نمود و در روز نحر امير المؤمنين عليه السّلام نزديك جمره عقبه ايستاد فرمود
ايها الناس انى رسول رسول اللَّه اليكم
اى مردمان بدرستى كه من فرستاده رسول خدايم گفتند بچه چيز حضرت اين آيات بر ايشان خواند كه بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ و خلاصه معنى آن اينست كه خدا و رسول صلّى اللَّه عليه و آله بيزارند از عهدى كه شما با مشركان بستيد و تعليق برائة بخدا و رسول و معاهده بمسلمانان بجهت آنست كه دلالت كند بر آنكه واجب است بر ايشان نبذ عهد مشركان بايشان و اگر چه صادر شده است باذن خدا و انفاق رسول صلّى اللَّه عليه و آله چه خدا و رسول برىاند از اين معاهده زيرا كه مشركان نكث عهد كردند مگر بنى ضمره و بنى كنانه كه بر عهد خود بايستادند پس بجهت حقتعالى مسلمانان را امر كرد به نبذ عهد بر ناكثين و مهلت داد ايشان را چهار ماه تا سير كنند هر جا كه خواهند و فرمود كه فَسِيحُوا يعنى سير كنيد فِي الْأَرْضِ در زمين يعنى بيائيد و برويد ايمن از تعرض مسلمانان أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ چهار ماه از روز عيد نحر كه روز تبليغ است تا دهم ربيع الآخر و اين قول مجاهد و محمد بن كعب قرظيست و مرويست از ابى عبد اللَّه عليه السّلام و قولى آنست كه در اول شوال فرود آمده پس مدت تا آخر محرم است و در انوار گفته غره شوال است تا بسلخ محرم زيرا كه در شوال آيه نازل شده و گويند كه بيستم ذى الحجه است و محرم و صفر و ربيع الاول و ده روز آخر ربيع الآخر زيرا كه تبليغ در روز نحر بوده ثعلبى آورده كه اجل بعضى معاهدان كه نقض عهد كرده بودند از چهار ماه كمتر بود و از آن بعضى ديگر پيشتر پس آنان را كه اجل ايشان كمتر بود چهار ماه مهلت دادند تا در كار خود فكر كنند و آنان را كه بيشتر بود بر چهار ماه اقتصار