تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨١ - سوره يونس(١٠) آيات ٥٠ تا ٥٩
معنى آنست كه مر هر گروهى را در روز قيامت رسولى باشد كه منسوب باو بوده باشد در دنيا و چون رسول ايشان بموقف حساب آيد گواهى دهد بر ايشان بكفر و ايمان و حكم كند ميان ايشان بثواب مؤمن و عقاب كافر لقوله وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ آوردهاند كه بعد از نزول آيه وَ إِمَّا نُرِيَنَّكَ الآيات كفار مكه استعجال عذاب كردند اين آيه آمد وَ يَقُولُونَ و ميگويند كافران از روى استعجال و استهزاء و استبعاد مَتى هذَا الْوَعْدُ كى باشد اين عذاب موعود و چرا فرو نمىآيد إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد راستگويان در اين وعيد خطاب با پيغمبر است و مؤمنان كه اهل شرك را تخويف ميكردند قُلْ لا أَمْلِكُ بگو اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله من مالك نيستم لِنَفْسِي براى نفس خود ضَرًّا زيانى از مرك و بيمارى و قحطى و غم و عذاب و امثال آن وَ لا نَفْعاً و نه سودى را از زندگانى و تندرستى و خصب و ثواب يعنى قادر نيستم بر دفع ضر و جر نفع براى خود إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ مگر آنچه خواهد خداى كه من مالك آن شوم يعنى همه در تحت تصرف او است و من بر آن قدرت ندارم مگر كه مرا تمكين و اقتدار فرمايد بر آن پس چگونه استعجال كنم در طلب ضر كه آن نزول عذاب و عقوبتست بر شما و ميتواند بود كه استثنا منقطع باشد يعنى ليكن خداى آنچه اراده او تعلق ميگيرد و مشيت و حكمت او تقاضاى ميكند صدور مييابد لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ مر هر گروهى را وقتيست معين براى هلاك ايشان إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ چون بيايد وقت عذاب ايشان فَلا يَسْتَأْخِرُونَ پس واپس نيايند از اجل خود ساعَةً اندك زمانى وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ و پيشى نگيرند بر آن بلكه چون آن وقت مقدر در رسد همه مستاصل و هلاك شوند اين متضمن تهديد مشركانست و آنكه ساعت بساعت عذاب الهى بر شما فرود آيد و شامت تكذيب در روزگار شما رسد و بعد از حلول عقوبت اظهار حسرت و ندامت سود ندارد
|
تدبير خود امروز كن اى خواجه كه فردا |
هر چه كه فرياد كنى سود ندارد |
|