تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢١ - سوره هود(١١) آيات ١٠ تا ١٩
كُلِّ شَيْءٍ و خدا بر همه چيزها وَكِيلٌ گواه است يا كار گذار كسى كه كار خود را باو گذارد و نگاه دار آنكه خود را بدو سپارد پس توكل بر او كن و از گفت و شنود هر حسود و عنود باك ندار أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ منقطعه است و ها راجع بما يوحى يعنى بلكه ميگويند كافران كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله بر بافته است آنچه ميگويد كه بمن وحى ميكنند يعنى قرآن را خود ميسازد قُلْ فَأْتُوا بگو پس بياوريد بِعَشْرِ سُوَرٍ ده سوره مِثْلِهِ مثل قرآن در بيان و حسن نظم مُفْتَرَياتٍ در حالتى كه بر بافته باشد از نزد شما يعنى زعم شما آنست كه قرآن را نزد خود ميتوان يافت و بمن گمان ميبريد كه من از خود ميسازم شما فصحاى عربيد پس بايد كه شما نيز قادر باشيد بر انشاى مثل اين كلام بلكه شما از من قادرتريد جهة وقوف شما بر قصص و اخبار و قعود شما بر انشاء اشعار وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ و بخوانيد از براى معاونت بر معارضه هر كرا توانيد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خدا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد راست گويان كه اين كلام مختلق و مفتريست و چون ايشان از معارضه بعشر سور عاجز آمدند آيتى ديگر آمد كه فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ و چون نيز اتيان نكردند عجز ايشان بر همه كس ظاهر شد فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ پس اگر اجابت نكردند مر شما را در آنچه گفتيد از اتيان سوره مخاطب حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله است و ضمير جمع براى تعظيم و گفتهاند مراد مؤمناناند چه ايشان نيز تحدى ميكردند براى حمايت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و تقويت دين اسلام و ميگفتند رسول خداى را مفترى مىگوييد يا مفتراى او معارضه كنيد پس حقتعالى فرمود كه اگر ايشان متعرض جواب نشدند فَاعْلَمُوا پس بدانيد كه أَنَّما أُنْزِلَ آنچه فرو فرستاده شده است بِعِلْمِ اللَّهِ بعلم خداست يعنى متلبس بعلميت كه خاصه او است و كسى ديگر بر آن قادر نيست و آن علميست بمصالح عباد و آنچه ايشان را بكار آيد در معاش و معاد وَ أَنْ لا إِلهَ و بدانيد كه نيست معبودى بسزا إِلَّا هُوَ مگر او كه عالم است بآنچه غير او نداند و قادر است بر آنچه غير او نتواند فَهَلْ أَنْتُمْ پس آيا هستيد شما مُسْلِمُونَ ثابتان بر اسلام استفهام بمعنى امر نيز ميتواند بود يعنى بر اسلام ثابت باشيد چون اعجاز قرآن نزد شما محقق شد و ميتواند بود كه همه خطاب راجع بمشركان باشد و ضمير در لمن يستجيبوا راجع بمن استطعتم يعنى اگر بسبب عجز استجابت شما نكنند آن كسانى كه آنها را بمدد خود ميخوانيد و مظاهره ميكنيد در حالتى كه عارف شده باشيد بقصور انفس خود از معارضه پس بدانكه قرآن نيست