تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٤ - سوره يونس(١٠) آيات ٩٠ تا ٩٩
كافران بعد از آن در بيان صحت امر محمد صلّى اللَّه عليه و آله ميفرمايد كه فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍ پس اگر هستى تو در شك و گمان بر سبيل فضل و تقدير مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ از آنچه ما فرستادهايم بر تو از قصص فَسْئَلِ الَّذِينَ پس بپرس از آنان كه يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ ميخوانند كتاب را مراد جنس كتب است مِنْ قَبْلِكَ پيش از تو يعنى از اهل كتاب چه اين منزل محقق است نزد ايشان و مثبت در كتب ايشان مراد علماء يهود و نصارىاند چون عبد اللَّه سلام و بحيراء راهب و در انوار گفته كه مراد تحقق اينست و استشهاد بآنچه در كتب متقدمه است و اشعار بر آنكه قرآن مصدق چيزيست كه در آن كتب است يا وصف اهل كتاب است برسوخ در علم بصحت آنچه منزل شده بآن حضرت يا تهيج رسولست يا زيادتى تنبيه و بر هر تقدير مراد امكان وقوع شك نيست و لهذا قال ع
لا اشك و لا اسأل
و گويند مخاطب حضرت است و مراد امت اويند يا خطاب بهر مستمعى است اى (ان كنت ايها السامع فى شك مما انزلنا على لسان نبيك اليك) و در اين تنبيه است بر آن كه هر كه را شبهه از امر دين در دل او خلجان كند سزاوار آنست كه مسارعت نكند بحل آن مگر برجوع كردن باهل علم و در زاد المسير آورده كه ما نافيه است يعنى تو در شك نيستى اما براى زيادتى بصيرة سؤال كن از اهل كتاب مانند ابراهيم كه گفت وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي و وجهى ديگر آنست كه اين شك مشروط است بسؤال و شرط كه سؤال است بفعل نيامد پس مشروط نيز منتفى باشد و حديث
ما كنت شاكا و لا اسال
و قول ابى عبد اللَّه (ع)
لم يشك و لا يسال
مصدق اينست و در مجمع گفته كه حقتعالى علم داشت بآنكه حضرت رسالت غير شاكست و ليكن كلام بمنزله تقرير و افهام انزال فرموده كما يقول القائل لعبده ان كنت عبدى فاطعنى و لابيه ان كنت والدى فتعطف على و لولده ان كنت ولدى فيربى كه مراد مبالغه است و بسيار است كه بجهت مبالغه كلام را در صورة مستحيل ايراد ميكند كقولهم بكت السماء لموت فلان اى لو كان يبكى سماء على ميت لبكت عليه پس معنى آنست كه لو كنت ممن يشك فسئل الذين الخ لَقَدْ جاءَكَ الْحَقُ بدرستى كه آمد بتو بيان راست و درست مِنْ رَبِّكَ از پروردگار تو فَلا تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِينَ پس مباش از شكآورندگان متزلزل از آنچه بر تو نازل شده از جرم و يقين و اصح اقوال آنست كه در امثال اين مخاطبات صورت خطاب متوجه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله است اما مخاطب غير او است چه آن حضرت معصوم و محفوظ است از شك و شبهه در آنچه بر وى منزل گشته و از اين قبيل است اينخطاب ديگر كه وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوا و مباش از كسانى كه تكذيب كردند بِآياتِ اللَّهِ مر آيات خداى را كه قرآنست فَتَكُونَ پس باشى اگر تكذيب كنى مِنَ الْخاسِرِينَ از زيان كاران