تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٨ - سوره الأنفال(٨) آيات ١ تا ٩
ما از رتبه اعتدال منحرف شده بود حقتعالى آن را و حكم آن را بر رسول خود تفويض نمود و فرمود كه قُلِ الْأَنْفالُ بگو اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله كه حكم غنيمتها لِلَّهِ مر خداى راست وَ الرَّسُولِ و فرستاده او را كه قسمت كند بر هر كه خواهد فَاتَّقُوا اللَّهَ پس بترسيد از خداى و مخالفت و منازعه منمائيد وَ أَصْلِحُوا و بصلاح آوريد ذاتَ بَيْنِكُمْ حالى كه ميان شما است از خصومت و منازعه بمواساة با يكديگر و تسليم امر بخدا و رسول يقال اللهم اصلح ذات بيننا اى اصلح الحال التي بها نجتمع و در مجمع گفته كه ذات در اصل لغت بمعنى خلقة و نيت است يقال فلان فى ذاته صالح اى فى خلقته و به نيته پس معنى آنست كه بصلاح آريد نفس يكديگر را در ميان يكديگر وَ أَطِيعُوا اللَّهَ و فرمان بريد خداى را وَ رَسُولَهُ و فرستاده او را در آنچه فرمايد در باب غنايم إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ اگر هستيد مؤمنان چه ايمان مقتضى طاعت و تقوى است و مستوجب امتثال در او امر و نواهى يا اگر هستيد از كاملان در ايمان چه كمال ايمان بطاعت و امتثال اوامر است و اتقا از معاصى و اصلاح ذات بين بعدل و احسان و چون اين آيه نازل شد و حكم آن را بر رسول خود تفويض فرمود و آن قدوه آدميان ميان مسلمانان قسمت عدل فرمود ما خلقهاى خود را باصلاح آورديم و در مجمع آورده كه عكرمه از ابن عباس و مجاهد و قتاده و ضحاك و ابن زيد روايت كرده كه مراد غنيمت روز بدر است و بروايت حسن بن صالح برخى انفال سرايا است و نزد عطا مراد هر چيزيست كه از مشركان بدست مسلمانان افتاده از غلام و كنيز بدون قتال و بروايت ديگر از ابن عباس مراد هر چيزى است كه بعد از قسمت غنايم پيدا بشود از فرس و رمح و درع و بروايت ديگر از او سلب رجل است و فرس او و نزد مجاهد خمس است كه از براى اهل آن واجب گردانيده و بروايت صحيحه از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه عليهما السلام مراد از انفال آن چيزيست كه از دار الحرب فرا گيرند بغير قتال و هر موضعى كه اهل آن بدون قتال از آن جلاى وطن كرده باشند و فقها اين را فيء ميگويند و ميراث من لا وارث له و قطايع و صفاياى ملوك گاهى كه از اهل اسلام غضب نكرده باشند و آجام و بطون اوديه و ارضين موات و غير آن از آن چه در مواضع خود مذكور شده مر خدايراست و رسول او را و نيز از صادقين عليه السّلام مرويست كه آن چه مذكور شد مر خدايراست و رسول او را صلّى اللَّه عليه و آله و بعد از آن هر كه را كه قايم مقام او باشد صرف آن نمايند هر جا كه خواهند از مصالح خود و هيچكس را از رعيت حقى نيست و در زمان غيبت امام شيعه ماراست كه در آن تصرف كنند از مآكل و مناكح و مساكن و نيز فرمودهاند كه غنايم بدر مخصوص بحضرت رسالت بود صلى اللَّه عليه و آله بهر كس كه ميخواست ميداد و