تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٦ - سوره الأعراف(٧) آيات ٢٠٠ تا ٢٠٦
خلاف صواب و بعد از آن حقتعالى بيان امرى ميكند كه باعث ذكر است و داعى بآن و ميفرمايد كه إِنَّ الَّذِينَ بدرستى كه آنان كه عِنْدَ رَبِّكَ نزديك پروردگار تواند مراد قرب و منزلت و مكانت است نه منزل و مكان يعنى مقربان بارگاه كه ملائكه ملاء اعلااند لا يَسْتَكْبِرُونَ گردن نميكشند عَنْ عِبادَتِهِ از پرستش او وَ يُسَبِّحُونَهُ و تنزيه ميكنند ذات اقدس او را از آنچه لايق كبريايى او نيست وَ لَهُ و مر او را خالصا مخلصا يَسْجُدُونَ سجده مىكنند و در عبادت او آنچه نهايت خضوع و تذلل است بجا مىآورند و غير او را باو شريك نميگيرند يعنى فرشتگان ملاء اعلا با وجود قرب مقام ايشان در غايت خضوع و خشوعاند و پيوسته مشغولاند بطاعت و عبادت او بر وجه تذلل پس فرزند آدم بطريق اولى كه شب و روز بعبادت او اشتغال نمايد و باخلاص تمام او را پرستش كند و توانى و تقصير نورزد اين تعريض است بمشركان و تنبيه مردمان و لهذا بعد از تلاوت اين آيه سجده مستحبّ شده است و ببايد دانست كه باجماع اماميه سجده در چهار موضع از قرآن بر قارى و مستمع واجب است و آن در سوره (الم سجده و حم سجده و و النجم و اقرأ) است و در بواقى سنت بجهت اصالت برائت از وجوب آن و آن يازده موضع ديگر است اعراف و نحل و رعد و بنى اسرائيل و مريم و حج در دو موضع فرقان و نمل و ص و انشقاق و نزد شافعى همه سجدات سنت است و ص نه واجب و نه سنت و نزد ابو حنيفه همه واجب و موضع دويم حج را نه واجب ميداند و نه سنت حق اول است و در سجدات واجبه وضع جبهه و سجود بر اعضاى سبعه واجب است اما طهارت و ذكر و تشهد و تسليم و استقبال واجب نيست و ذكر در او مندوبست باين عبارت كه صدوق در امالى خود ذكر كرده است و آن اينست كه (لا اله الا اللَّه حقا حقا لا اله الا اللَّه تعبدا و رقا لا اله الا اللَّه ايمانا و صدقا سجدت لك يا رب تعبدا و رقا لا مستنكفا و لا مستكبرا) و بدانكه در فتوحات اين سجده را كه در آخر اين سوره واقع شده سجده ملائكه گفته و فرموده كه ساجد را بايد كه در اين سجده از خصايص ملكى مستفيض شود تا حقيقت اين سجده را دريافته باشد و اينجا نكته (اقرب ما يكون العبد من ربه و هو ساجد) بر منصب ظهور جلوه ميدهد و چهره ميگشايد و رمز (فاعنى فى نفسك بكثرة السجود) از منظره شهود ظهور مينمايد و سجده طاعتى است خاص بلكه افسريست زيبنده بر مفارق اهل اخلاص از حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله مرويست كه
اذا اقرأ ابن آدم السجدة فسجد اعتزل الشيطان يبكى فيقول تاويله امر هذا بالسجود فسجد فله الجنة و امرت بالسجود فعصيت فعلى النار
يعنى چون فرزند آدم آيه سجده تلاوت كند پس سجده نمايد شيطان از او كناره كند و گويد اى واى بر من اين كس مامور شد بسجده و سجده