تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٣ - سوره التوبة(٩) آيات ١ تا ٩
آور يا خود را باز خر و يا اگر نه تو را بكشم و يا آزادت بكنم گفت اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله اگر مرا بكشى مردى بزرگ را بقتل آورده باشى و اگر فدا ستانى از مردى بزرگ فدا ستانده باشى و اگر آزاد كنى مهترى را آزاد كرده باشى و اسلام آوردن از من بعيد است رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود برو كه آزادت نمودم چون امامه از حضرت اين سخن بشنيد گفت اشهد ان لا اله الا اللَّه و انك رسول اللَّه كرم و حسن خلق دليل است بر نبوت تو پس بيمامه رفت و چون طعام اهل مكه از يمامه بود هيچكس را نگذاشت كه طعام بمكه برد و گفت ايشان را طعام ندهم تا ايمان آورند و اهل مكه هنوز با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در مقام محاربه بودند پس ملجأ شده نامه نوشتند بآن حضرت مشتمل بر شكايت امامه از منع طعام از يمامه رسول (ص) نامه نوشت بوى كه يا ابا يمام منع طعام از مكيان مكن وى بقول رسول (ص) ايشان را طعام داد و بعد از آن در باب امان ايشان ميفرمايد كه وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ و اگر يكى از مشركان كه بعد از انقضاى اشهر حرم متعرض قتال ايشان بايد شد اسْتَجارَكَ زينهار خواهد از تو فَأَجِرْهُ پس ايمن ساز او را و زنهار ده حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ تا بشنود سخن خداى را كه قرآنست و در آن تامل و تفكر و تدبر كند و در حقيقت امر آن مطلع شود احد مرفوعست بفعلى كه ما بعد آن مفسر آنست نه بابتدائيه زيرا كه آن از عوامل فعل است ثُمَ و بعد از شنيدن قرآن اگر اسلام نيارد أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ برسان او را بمواضع امن او كه ديار او است و آنكه با او مقاتله نما تا با وى غدر و خيانت نكرده باشى ذلِكَ اين امان دادن و يا امر بامان ايشان بِأَنَّهُمْ بسبب آنست كه ايشان قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ گروهىاند كه نميدانند حقيقت ايمان را و نميشناسند خداى را و سخن او را نميشنوند پس تعجيل مكن و ايشان را امان ده تا شايد كه بسمع قبول آن را بشنوند و در آن تامل و تفكر كنند و در آيه دليل است بر بطلان قول كسانى كه قايلاند بآن كه معارف از قسم ضروريات و بديهياتاند و نيز دالست بر آنكه متلو و مسموع كلام خدا است زيرا كه شرع و عرف حكايت را عين محكى ميدانند كما يقال هذا كلام سيبويه و شعر امرء القيس و چون حقتعالى امر فرمود به نبذ عهد مشركان در عقب آن بيان مىكند كه علت در اين امر غدر ايشانست و ميفرمايد كه كَيْفَ يَكُونُ استفهام بمعنى انكار است و استبعاد و كيف خبر يكون است يعنى چگونه تواند بود لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ مر مشركان را عهدى و پيمانى عِنْدَ اللَّهِ نزديك خداى وَ عِنْدَ رَسُولِهِ و نزد رسول او يعنى چون كه ايشان در عهد غدر كردند و نقض عهد آن نمودند پس ايشان را نزد خدا و رسول عهد و پيمان نباشد إِلَّا الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مگر آنان را كه عهد بستهايد با ايشان يعنى بنى ضمره و بنى