تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٤ - سوره التوبة(٩) آيات ١ تا ٩
كنانه و بقول ابن عباس كفار قريش و نزد مجاهد بنى خزاعه كه رسول (ص) با ايشان عهد بسته بود عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ نزديك مسجد الحرام يعنى در حديبيه كه قريب است بمكه معظمه اسم موصول با صله مرفوعست بآنكه استثناى منقطع است و يا منصوب بر استثنا متصل و يا مجرور بر بدليه فَمَا اسْتَقامُوا پس ما دام كه ايشان استقامت ورزند بر عهود خود لَكُمْ براى شما فَاسْتَقِيمُوا پس شما نيز مستقيم باشيد بر پيمان خود لَهُمْ براى ايشان و هو كقوله تعالى فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ الا آنست كه فاتموا الخ مطلقست و اين مقيد و ما احتمال شرطيه مصدريه دارد إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى تعالى يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ دوست ميدارد پرهيز كاران را كه بر عهد و پيمان استقامت نمايند آوردهاند كه جمعى خوارج مجتمع الكلمه شده راه زنى آغاز كردند و كسانى را كه بر مذهب ايشان نبودند ميكشتند اتفاقا كاروانى بر ايشان گذشت و ابو الهزيل علاف در ميان كاروان بود ايشان بترسيدند و از خود قطع حيات كردند ابو الهزيل گفت هيچ انديشه بخود راه مدهيد و اين كار را با من گذاريد كه من دفع ايشان كنم پس خوارج پرسيدند كه شما چه كسانيد و از كدام قوميد ابو الهزيل پيش آمد و گفت ما قومى از مشركانيم و بتجارت ميرويم و مقصود اصلى ما از اين سفر آنست كه كلام خدا بشنويم و در آن تامل كنيم گفتند مرحبا بكم پس آياتى چند از قرآن بر ايشان خواندند گفتند امنا و صدقنا خوارج گفتند در جوار ما باشيد ايشان گفتند حق ما را ادا كنيد گفتند حق شما چيست گفتند ما را با مأمن ما رسانيد هم چنان كه حقتعالى فرمود وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ گفتند راست گفتيد پس ايشان را بمامن خود رسانيدند القصه حقتعالى بعد از بيان غدر مشركان در باب عهد بر سبيل انكار استبعاد ثبات مشركان بر عهد تكرار استفهام كرد و گفت كَيْفَ فعل ان محذوفست اى كيف يكون لهم عهد يعنى چگونه مشركان بر عهد خود باشند وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ و حال آنكه اگر ايشان ظفر يابند بر شما لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ مراعات نكنند و نگاه ندارند در باب شما إِلًّا حق سوگند يا ربوبيت يا قرابت وَ لا ذِمَّةً و نه وفاى عهد ال بمعنى جوار است در اصل لغت و جوار بمعنى بانك كردن كما يقال له الليل اى انين چه عادت عرب آن بود كه چون تخالف ميكردند آواز خود را بآن بلند ميكردند و تشهير آن مينمودند و بعد از آن مستعار شده براى قرابت زيرا كه عقد قرابت ميان اقارب زياده از عقدى است كه بخلف منعقد شده باشد و بعد از آن براى ربوبيت استعاره