تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧١ - سوره يونس(١٠) آيات ٢٠ تا ٢٩
و بيكى زياده آن كه يكى را ده دهد تا هفتصد و بيشتر و يا حسنى مغفرت است و زياده خشنودى حضرت عزت و در مدارك گفته كه زياده محبت است در قلوب عباد و از ابو جعفر عليه السّلام مرويست كه زياده آنست كه آنچه در دنيا عطا فرمايد در آخرت حساب آن نكند و در روايتى واقع شده كه زياده سحابيست كه بر سر اهل بهشت مرور كند و هر چه خواهند بر ايشان ببارد و از ابن عباس مرويست كه مراد باحسان كلمه لا اله الا اللَّه است و حسنى جنت و زياده غرفه آنكه از يك دانه مرواريد خلق شده و آن را چهار در است و از امير المؤمنين نيز صلوات اللَّه عليه مرويست كه مراد بزياده غرفه مذكوره است و گويند زياده فضل الهى است كه وقتى بعد از وقتى بايشان فايض گردد و ابو موسى اشعرى و امثال آن گفتهاند كه زياده نظر است در وجه حقتعالى و چون در علم كلام ببراهين داله ثابت شده كه اين مستحيل است پس حمل آن بر يكى از وجوه سابقه بايد كرد و ديگر آنكه در عرف زياده بر شيء را اطلاق نميكنند مگر كه از جنس آن شيء باشد و كمتر از او بود مبطل قول اخير است وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ و پوشيده نگرداند رويهاى بهشتيان را مُفْتَرٍ گردى و غبارى يعنى روى ايشان در كمال نضارت و لمعان باشد وَ لا ذِلَّةٌ و نه خوارى يعنى اثر مذلت بر بشره ايشان نباشد بر خلاف اهل خلاف كه روى ايشان كدر و تيره باشد از آتش دوزخ و اثر حزن و بد حالى بر آن ظاهر و نمايان أُولئِكَ آن گروه نيكوكاران أَصْحابُ الْجَنَّةِ اهل بهشتند هُمْ فِيها خالِدُونَ ايشان در آن جاويدگانند نه نعمت ايشان زوال يابد و نه دولت از ايشان انتقال پذيرد بخلاف زخارف دنيا و امتعه غرور او كه در صدد فنا و زوالست فضل بن يسار از ابى جعفر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرموده كه
ما من عين زرقت بمائها الا حرم اللَّه ذلك الجسد على النار فان فاضت من خشية اللَّه لم يرهق ذلك الوجه قتر و لا ذلة
يعنى هيچ چشمى نباشد كه ريزان شود بآب مگر كه حقتعالى بدن آن را از آتش دوزخ حرام گرداند اگر از خوف خدا آب از چشم روان شود آن روى را تيرگى و خارى نرسد و با نضارت و خرمى باشد و چون ذكر مؤمنان و مطيعان كرد و بيان پاداش ايشان در عقب آن ذكر كافران ميكند و جز او سزاى ايشان و ميفرمايد كه وَ الَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ عطف است بر قوله لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى بر مذهب كسى كه مجوز مثل فى الدار زيد و الحجرة و عمرو است و يا مبتداست بر حذف مضاف بر مذهب ديگر از نجاة اى جزاء الذين و بر هر تقدير ميفرمايد كه پاداش آنان كه كسب كردند بديها را از شرك و نفاق و كفر و طغيان و عصيان جَزاءُ سَيِّئَةٍ پاداش بديست بِمِثْلِها به مانند آن بدى كه كردهاند نه زياده بر آن چه زيادتى عذاب بر قدر استحقاق ظلمست و او سبحانه از آن مبراست بخلاف زيادتى بر ثواب كه