تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٢ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٦٠ تا ١٦٩
در آمدى ماهيان بسيار ظاهر شدندى بروى آب و بازى كردندى و چون شنبه بگذشتى برفتندى و تا شنبه ديگر كسى ماهى نديدى كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ همچنين مىازمائيم ايشان را يعنى معامله آزمايندگان ميكنيم بِما كانُوا بآنچه بودند كه از سر جهل يَفْسُقُونَ بيرون ميرفتند از دايره فرمان آوردهاند كه چون اهل ايله ماهيان بسيار بر سر آب ميديدند هر يك مقدار گوسفندى و صيد كردن آن بر ايشان مشكل بود بجهت نهى آن و در روزهاى ديگر يك ماهى نميديدند و صبر كردن بر اين صيد بغايت دشوار بود بر ايشان پس بانواع حيل و تدابير تمسك جستند و در طلب چاره آن كار بودند آخر الامر بوسوسه شيطانى و تلبيس ابليس راى ايشان بر اين قرار گرفت كه حوضها را ساختند از دريا بيرون و بر آن حوض ها جويها قرار دادند و روز شنبه كه زمان ظهور ماهيان بود ايشان را بدان حوضها راندندى و دامها در پيش راه ايشان نصب كردندى تا ماهيان آنجا بماندندى و گويند كه مجارىاى را مسدود ساختندى تا ماهيان بدريا نتوانند رفت و روز يكشنبه بگرفتندى چون چند نوبة اين عمل كردند و آثار عذاب نازل نشده دلير شده از سر تعظيم سبت بگذشتند و از ابن زيد روايت است كه در اول حال مردى بيامد و روز شنبه يك ماهى بگرفت و ريسمان دراز بر دنبال او بست و در كنار دريا ميخ فرو كوفت و ريسمان در آن بند كرد و ماهى را در آب رها كرد روز يكشنبه بيامد و آن ماهى را بگرفت و بريان كرد و همسايه وى بوى ماهى شنيد در سراى وى رفت و آن ماهى را بديد دلتنك شد و گفت اى مرد چرا كارى چنين كردى و از خدا نترسيدى كه تعجيل عذاب كند پس او را وعظ گفت و بترسانيد مرد خائف گشت و يك دو روز منتظر عذاب بود چون عذاب نازل نشد دلير گشت شنبه ديگر دو ماهى بگرفت و بخانه آورد بر آن وجه كه اول گرفته بود و چون عذاب نازل نشد مردمان ديگر دلير شدند و مرتكب اين امر شدند و مالهاى بسيار از اين ممر جمع كردند و نزد بعضى آنست كه در روز شنبه دام را بر دريا مىافكندند و ماهيان در دام مى افتادند و آن را چنان ميگذاشتند تا روز يكشنبه مىگرفتند و چون از ايشان مكرر اين صورت واقع شد و اثر عذاب را نديدند بآن عمل دلير شدند و در آن شهر دوازده هزار و بروايتى هفتاد هزار مرد بودند بسه فرقه شدند قومى مباشران فعل بودند و گروهى نهى ميكردند و جمعى نه ماهى ميگرفتند و نه نهى ميكردند و فرقه ناهيه را نيز ملامت ميكردند حق تعالى از اين خبر ميدهد كه وَ إِذْ قالَتْ عطف است بر اذ يعدون يعنى بپرس اى محمد (ص) يهود را از خبر اهل ديه چون گفتند أُمَّةٌ مِنْهُمْ گروهى از اهل ايله كه متوقف بودند در نهى و گروه ناهيه را نهى ميكردند و ملامت مينمودند لِمَ تَعِظُونَ چرا پند نميدهيد قَوْماً گروهى را كه بى شبهه اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ خداى هلاك كننده ايشانست بنا فرمانى