تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٠ - سوره التوبة(٩) آيات ١ تا ٩
از محرز بن ابى هريره و عاصم بن حميد از ابى جعفر عليه السّلام و از ابو عبد اللَّه الحافظ باسناد خود از زيد بن بقيع بعد از آن حقتعالى اعلام مشركين مينمايد به برائة از ايشان تا زبان عذر ايشان بسته شود و ميفرمايد كه وَ أَذانٌ فعالست بمعنى افعال چون امان و عطاء و رفع اين بر طريق رفع برائة است يعنى اين اعلامى و آگاه ساختنى است و اصل مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ از خدا و رسول وى و يا اعلامى كه از جانب ايشانست إِلَى النَّاسِ بسوى مردمانست از كافر و مؤمن يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ روز حج بزرگ كه عيد نحر است كه تمام حج و معظم افعال حج چون طواف و نحر و حلق و رمى در اوست و يا به جهت آنكه اعلام در اين روز بوده و يا اكبر باعتبار آنست كه اعياد اهل كتاب موافق افتاده بود بآنروز و يا در آن روز عزت مسلمانان و خوارى كافران ظاهر شد و مرويست كه در حجة الوداع رسول (ص) در روز نحر نزد جمرات ايستاده و فرموده
هذا يوم الحج الاكبر
و گويند كه مراد بحج و اكبر هر چيزيست كه در اين روز واقع ميشود از اعمال و مناسك چه آن اكبر از باقى اعمال است و يا بجهت آنكه در آن روز مسلمانان و مشركان مجتمع شده بودند و بعد از آن سال هيچ مشركى در آن حج نكرد و بروايت عكرمه از ابن عباس مراد روز عرفه است
لقوله (ع) الحج عرفه
چه در اينموضع كثرة مردمان ظاهر ميشود و به روايت ابو الصهب از امير المؤمنين عليه السّلام نيز مراد عرفه است و اين مذهب ابو حنيفه است و بروايت ديگر از امير المؤمنين و باقر و صادق عليهما السلام روز عيد است و اين اشهر است و يحيى بن الجزار روايت كرده كه من على عليه السّلام را روز عيد ديدم بر اشترى سفيد نشسته بمصلى ميرفت مردى بيامد و لجام شترش بگرفت و گفت روز حج اكبر كدام است فرمود اينروز كه تو در اويى مجاهد گفته كه حج اكبر حج قارنست و حج اصغر حج مفرده و اينكه عرب عرفه را حج اصغر ميگويند شاهد است بر آنكه مراد بحج اكبر روز نحر است و بر هر تقدير مضمون اعلام أَنَّ اللَّهَ آنست كه خداى بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ بيزار است از مشركان و عهود ايشان وَ رَسُولِهِ و پيغمبر او نيز بيزار است از عهود ايشان اين عطف است از ضمير مستكن در برىء و يا بر محل آن و اسم آن و اينموجب تكرار نيست زيرا كه برائة من اللَّه اخبار است بثبوت برائة و اين اخبار بوجوب اعلام باين و يا اول براى نقض عهد است و برائة دوم براى قطع موالات و احسان و لهذا آن را معلق ساخت بناس و مخصوص نگردانيد بمعاهدين فَإِنْ تُبْتُمْ پس اگر باز گرديد از كفر و غدر فَهُوَ پس آن بازگشت خَيْرٌ لَكُمْ بهتر باشد شما را از اقامة بر آن وَ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ و اگر برگرديد از توبه و ترك كفر نكنيد فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ پس بدانيد كه