تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٤ - سوره يونس(١٠) آيات ٢٠ تا ٢٩
نيست معلومست كه وجود ندارد و هر گاه كه او را شريك نباشد پس شفاعت شريك معقول نباشد در انوار گفته كه فى السماوات الخ حال است از ما يد محذوف در لا يعلم كه مؤكد نهى است و منبه بر آنكه آنچه ايشان ميپرستيدند بدون خدا يا سماويست يا ارضى و هيچ چيز از موجودات در آسمان و زمين نيست مگر كه آن حادث و مقهور است مانند ايشان پس هيچ چيز لياقت آن نداشته باشد كه شريك او باشد سُبْحانَهُ پاكست خداى وَ تَعالى و بلند مرتبه عَمَّا يُشْرِكُونَ از آنچه ايشان آن را شريك وى ميدانند وَ ما كانَ النَّاسُ و نبودند آدميان إِلَّا أُمَّةً واحِدَةً مگر امتى يگانه يعنى همه موجود شده بودند بر فطرة اسلام كه
كل مولود يولد على الفطرة فابواه يهودانه و ينصرانه و يمجسانه
و يا متفق بودند بر حق و اين در عهد آدم بود تا آن گه قابيل را بكشت و يا بعد از طوفان نوح فَاخْتَلَفُوا پس اختلاف كردند بعضى كافر شدند و برخى بر ايمان خود ماندند و از ابن عباس روايتست كه ميان آدم و نوح ده قرن بود و ميان ايشان اختلاف واقع نشد تا بعد از طوفان و يا معنى آنست كه عرب بر دين اسماعيل عليه السّلام بودند پس مختلف شدند بسبب عمرو بن يحيى كه در زمان فترت احكام جاهلية اختراع كرد و يا همه مردمان متفق بودند بر كفر در زمان ابراهيم خليل اللَّه پس مختلف گشتند بسبب بعث رسل يعنى بعضى ايمان آوردند و برخى بر كفر اصرار ورزيدند و يا آنكه عرب در زمان فترت بر ملت كفر بودند تا بعثت خاتم الانبياء و اينكه در مصحف ابن مسعود واقع شده كه (و ما كان الناس الا امة واحدة على هدى فاختلفوا عنه) مؤيد اتفاق ايشانست بر ملة اسلام وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ و اگر نه سخنيست كه سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ پيشى گرفته است از آفريدگار تو يعنى حكم ازل واقع شده بتاخير عذابى كه فاصل و فارق باشد ميان متخلفان تا روز قيامت كه روز فصل و جزاست و اگر نه لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ هر آينه حكم كرده شدى ميان ايشان فِيما فِيهِ در آن چيزى كه ايشان در آن يَخْتَلِفُونَ اختلاف ميكنند يعنى عذاب نازل شدى و مبطل هلاك گشتى و محق بماندى پس از تحكم و تعنت كفار اخبار ميكند كه
وَ يَقُولُونَ و ميگويند مقترحات آيات يعنى مشركان مكه لَوْ لا أُنْزِلَ چرا فرستاده نشد عَلَيْهِ بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ معجزه از پروردگار او يعنى از آن معجزاتى كه ما ميطلبيم كه آن تفجير انهار است و اسقاط شما و بواقى آيات در سوره بنى اسرائيل مذكور خواهد شد فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ پس بگو در جواب ايشان كه غيب مر خدايراست يعنى مختص است بعلم او پس شايد كه علم او تعلق گرفته باشد بآنكه انزال آيات مقترحه از جمله مفسدهايست كه صارفست از انزال آن يعنى چون عالم بمصالح بندگان از اظهار آيات و ابراز آن