تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٠ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
ميقات فرمود و بعد از آن بر وجه اعتراض ديگر ذكر حديث عجل كرد و آن گه عود نمود به بقيه قصه پس مراد باين ميقات همان ميقاتست كه در اول گذشت و در مجمع آورده كه اين قول اصح اقوال است و مروى از على بن ابى ابراهيم از ائمه هدى عليهم السلام و بر هر تقدير فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ پس آن هنگام كه بگرفت آن هفتاد تن را صاعقه يا صوت مهيب كه بجهت آن بلرزه درآمدند و سوخته شدند و يا لرزه در اندام ايشان افتاد بمثابه كه مفاصل و اوصال ايشان همه بانقطاع نزديك رسيد موسى عليه السّلام بترسيد كه بميرند و بنى اسرائيل او را متهم سازند كه ايشان را كشته قالَ رَبِ گفت اى پروردگار من لَوْ شِئْتَ اگر ميخواستى أَهْلَكْتَهُمْ هلاك ميكردى ايشان را مِنْ قَبْلُ پيش از بيرون آمدن ما از ميان قوم وَ إِيَّايَ و مرا نيز هلاك ميكردى با ايشان و يا قادر بودى بر اهلاك ايشان و من در حينى كه فرعونيان را باغراق هلاك ميكردى پس رحم كردى ايشان را اگر اين نوبت نيز بر ايشان رحم كنى از عميم احسان تو بعيد نخواهد بود و چون در حين وقوع رجفه ايشان را و خود را مشرف بر فوت ديد فرمود از روى استعلام أَ تُهْلِكُنا آيا هلاك ميگردانى ما را و ميتواند بود كه همزه بر معنى نهى باشد بر وجه استعطاف يعنى بار خدايا هلاك ميگردانى ما را بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا بسبب آنچه كردند سفيهان و بيخردان از ما يعنى عبادت عجل و يا جرات ايشان در طلب رؤية إِنْ هِيَ نيست اين رجفة إِلَّا فِتْنَتُكَ مگر ابتلا و امتحان تو مر بندگان را در باب تشديد تكليف و تعبد بصبر كردن به رجفه بسبب سؤال رؤيت يا عبادت عجل تا عقوبت ايشان باشد و مر غير ايشان را عبرتى بود و مثل اينست قوله تعالى أَ وَ لا يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عامٍ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ كه مراد از آن امراض و اسقام است كه هر سال دو بار بايشان ميرسيد بجهة ابتلا و امتحان تابان متنبه و متفكر شده بطريق حق باز گردند و تسميه اين بفتنه جهت اشتداد صبر است بر آن و مثله قوله تعالى الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ اى لا ينالهم شدايد الدنيا و از ابن عباس نقلست كه فتنه اينجا بمعنى عذابست از قبيل آيه يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ اى هى الا عذابك لهم بما فعلوه من الكفر و عبادت العجل او سؤال الرؤية و در كشاف و انوار معنى را بر اين وجه فرود آوردهاند كه نيست آنچه از بنى اسرائيل صادر شد مگر امتحان و ابتلاى تو يعنى ايشان را كلام حق شنواندى تا طمع در رؤيت تو كردندى و از گوساله آواز بديد آوردى تا روى بوى آوردند و آن را بجهت آن كرد تا راسخ در ايمان از متزلزل در آن متميز گردد و جمعى كه ثابت بودند در ايمان مثل موسى كه طلب رؤيت براى خود نكردند و كسانى