تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٩ - سوره التوبة(٩) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
و گفت
هو مسجدكم هذا مسجد المدينة
و بقول اشهر و اظهر مسجد قبا است در محله بنى عمرو بن عوف و مرويست كه حضرت رسول (ص) اول كه بحوالى مدينه رسيد بمحله قبا فرود آمده چهارده روز در آنجا اقامه فرمود و در آن ايام اساس مسجد قبا افكندند و آن اول مسجديست كه حضرت رسالت (ص) در آنجا نماز گذارد و از ابن عمر نقلست كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله هر روز شنبه سواره يا پياده بمسجد قبا آمدى و در آنجا دو ركعت نماز گذاردى و در روايت آمده كه دو ركعت نماز در مسجد قبا را اجر عمرهايست حاصل كه حقتعالى ميفرمايد كه آن مسجد كه اساس آن بتقوى است أَحَقُ سزاوارتر است أَنْ تَقُومَ آنكه قيام كنى در او از براى نماز فِيهِ در آن مسجد مؤسس بر تقوى رِجالٌ مردانند كه از پاكيزه طينتى يُحِبُّونَ دوست ميدارند أَنْ يَتَطَهَّرُوا آنكه پاكى ورزند از انجاس و اخباث يعنى پيوسته با طهارت باشند و گفتهاند بر جنابت خواب نكنند منقولست كه بعد از نزول آيه حضرت از اهل مسجد قبا پرسيد كه آن كدام تطهر است كه حقتعالى بدان شما را ثنا گفت جوابدادند كه آب از عقب احجار ثلثه استعمال ميكنيم يعنى در استنجا و نزد بعضى مراد تطهر است از معاصى و خصال مذمومه وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ و خدا دوست ميدارد پاكىورزندگان را از باقر عليه السّلام معنى يتطهرون سؤال كردند فرمود كه
يتطهرون بالماء عن الغائط و البول
و بعد از آن بجهة تقرير فرق ميان مسجد قبا و مسجد ضرار ميفرمايد كه أَ فَمَنْ أَسَّسَ آيا هر كس كه اساس افكند بُنْيانَهُ بناى امور دين خود را عَلى تَقْوى بر ترسكارى مِنَ اللَّهِ از خدا وَ رِضْوانٍ و خوشنودى او كه قاعده محكمست خَيْرٌ بهتر است أَمْ مَنْ أَسَّسَ يا آنكه كس اساس نهد بُنْيانَهُ بناى امور دين خود را عَلى شَفا جُرُفٍ بر كنارهروى كه زيرش بمرور سيل تهى شده و ظاهرش بجاى خود ايستاده باشد هارٍ شكافته شده و نزديك بود بافتادن و اين چنين زمينى سستترين قواعد باشد و چون بنا بر او نهند فَانْهارَ پس آن زمين سست گردد و در افتد بِهِ با بنا يا بانى آن فِي نارِ جَهَنَّمَ در آتش دوزخ حقتعالى تشبيه فرموده بنيان ايشان را بر نار جهنم به بنيانى كه بر جانب نهرى واقع شده كه متصف باشد بصفة مذكوره پس هم چنان كه هر كه بنا كرد بر جانب آن نهر در معرض فنا است و خرابى آن بسيل همچنين بناى باطل و فاسد ايشان مشرفست بر سقوط و سرعت انطماس و وقوع آن بنار جحيم مراد آنست كه عمل متقى و كردار منافق مساوى نيست چه عمل مؤمن متقى ثابت و مستقيم است و مبنى بر اصل