تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٧ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
الْمُصْلِحِينَ مزد بصلاح آرندگان كردار خود را بلكه بالتمام بديشان رسانيم و بدانكه ميتواند بود كه و الذين با صله مبتدا باشد و اين جمله مؤكده بان خبر آن بر تقدير حذف عايد اى اجر المصلحين منهم و يا وضع مظهر شده باشد در موضع مضمر بجهت تنبيه بر آنكه اصلاح در حكم مانع تصنيع است وَ إِذْ نَتَقْنَا و نيز ياد كن اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله براى يهود زمان خود كه بر كنديم و برداشتيم الْجَبَلَ كوه طور را فَوْقَهُمْ بر زبر ايشان كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ گوئيا كه آن كوه سايهبانى بود بر سر ايشان بداشته و اين در وقتى بود كه بنى اسرائيل احكام تورية قبول نميكردند و آن را كار نميبستند حقتعالى جبرئيل را فرمود كه كوهى از جاى بر كند و بر بالاى سر ايشان بداشت بمقدار لشگرگاه ايشان كه يك فرسخ در يك فرسخ بود چون ايشان آن را بديدند ترسيدند وَ ظَنُّوا و دانستند كَأَنَّهُ آنكه آن كوه واقِعٌ بِهِمْ فرود آينده است بر ايشان زيرا كه كوه در هوا قرار نميگيرد و يا آنكه حقتعالى با ايشان اخبار كرد كه اگر حكم تورية را قبول نكنند اين كوه را بر ايشان افكند پس بسجده افتادند يك نيمه روى بزمين نهادند و به نيمه ديگر بكوه مينگريستند از ترس آنكه مبادا كوه بر ايشان افتد و از اينجاست كه يهودان سجده را بر وى چپ كنند و گويند كه اين سجده بر ما مباركست زيرا كه بجهة اين عذابى آن چنان از ما دفع شد و در اخبار اهل بيت عليه السّلام آمده كه آنها كه سجده بر يك طرف روى كردند منافق بودند و كسانى كه مؤمن بودند در سجده پيشانى بر زمين نهادند القصه حقتعالى ميفرمايد كه چون بنى اسرائيل بسجده افتادند از ترس وقوع كوه بر ايشان گفتيم ايشان را كه خُذُوا فرا گيرند ما آتَيْناكُمْ آنچه داديم شما را از احكام بِقُوَّةٍ بجد و عزم تمام اين حالست از فاعل خذوا وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ و ياد كنيد بر وجه عمل آنچه در اوست از مواثيق و عهود كه اوامر و نواهى است و او را فرو مگذاريد و ترك مكنيد لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ تا باشيد كه پرهيزكارى كنيد و از عداد متقيان باشيد در ترك قبايح اعمال و رذايل اخلاق و التزام واجبات و بعد از ذكر مواثيقى كه در كتب سماويه بود بيان مواثيق ميكند كه بر جميع بندگان اخذ آن كرده بود بجهت جمع ميان دلايل عقل و سمع و ابلاغ در اقامت حجت و ميفرمايد كه وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ و ياد كن اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله چون فرا گرفت پروردگار تو مِنْ بَنِي آدَمَ از فرزندان آدم مِنْ ظُهُورِهِمْ از پشتهاى ايشان اين بدل بعض است از بنى آدم يعنى بيرون آورد از اصلاب ايشان ذُرِّيَّتَهُمْ نسل