تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٠ - سوره الأنفال(٨) آيات ١ تا ٩
وجه كه خواهى در غنايم تصرف فرما پس آيه وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ نازل گشت اى ما غنمتم بعد بدر و نيز مرويست كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله قسمت غنايم بدر فرمود بر سويه و از آن اخراج خمس نفرمود و بعد او ذكر ان كنتم مؤمنين در صفت اهل ايمان ميفرمايد كه إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ جز اين نيست كه مؤمنان كامل الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ آنانند كه چون ياد كرده شود خداى نزد ايشان وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ بترسد دلهاى ايشان از هيبت جلال و تصور عظمت لا يزال و يا از تقصير اعمال خود در جنب انعام و افضال و گويند مراد هر كسى است كه چون قصد معصيت كند وى را گويند كه اتق اللَّه از خداى بترس وى از خوف عقاب او بترسد و از آن اجتناب كند وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ و چون خوانده شود بر ايشان آياتُهُ آيتهاى او يعنى قرآن زادَتْهُمْ إِيماناً زياد گرداند آن آيات ايشان را در ايمان يعنى ايمان ايشان نزد استماع قرآن يعنى آيات او زياده گردد باين معنى كه تبصره و يقين ايشان بيفزايد و تصديق او با تصديق قرين شود بجهت مزيد اطمينان نفس و رسوخ يقين نزد او بسب تظاهر ادله و مزية حجج بينه و يا بجهت عمل بمقتضاى آن آيات و اين قول كسانيست كه گويند ايمان زياده ميشود بكثرت طاعت و نقص معصيت زيرا كه عمل داخل ايمانست نزد ايشان و حق آنست كه مزية ايمان به سبب تصديق است بآن آيات منزله كه پيش از آن نبوده يعنى هر گاه آيتى از آيات بر ايشان نازل شود آن را تصديق كنند و آن تصديق علاوه تصديق اول شود پس مراد كميت ايمانست نه كيفيت زيرا كه عمل بمذهب اصح جزء ايمان نيست و اصل ايمان در كيفيت قابل شده و ضعف نيست چنان كه در صدر سورة البقره مذكور شد و در حقايق سلمى مذكور است كه ببركت تلاوت نور يقين در باطن ايشان ظاهر گردد و زيادتى طاعت بر ظاهر ايشان هويدا شود و در بحر الحقايق آورده كه ايمان حقيقى نوريست كه بقدر وسعت روزنه دل در وى ميتابد پس چون قرآن بر ارباب خلوة خوانده شود روزنه دل ايشان ببركت قرآن گشاده گردد و نور ايمان بيشتر در وى افتد پس در نور جمال مستغرق گردند و در مجمع گفته كه معنى آيه آنست كه قلوب ايشان خايف شود نزد استماع آيات عقوبت و عدل و وعيد حق سبحانه بر عاصى و اقتدار او بر او و اما چون بشنود ذكر نعمت او سبحانه بر عباد و احسان و فضل رحمت او بر ايشان و ثواب او بر طاعات قلوب ايشان مطمئن شود كما قال سبحانه الا بذكر اللَّه تطمئن القلوب و نفوس ايشان آرميده گردد بعفو خداى فحينئذ تنافى نباشد بين الايتين چه در هر حالت مؤمن وارد شده و وجه ديگر آنست كه مؤمن بايد كه شيمه و صفت او اين باشد كه چون نظر در نعم حق سبحانه كند كه بر او فايض شده و عظم رحمت و مغفرت او را متذكر شود اطمينان قلب او را حاصل گردد و بخداى تعالى حسن الظن شود و چون ذكر عظم