تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٨ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٨٠ تا ١٨٩
با صفات و گويند مراد بآن نود و نه نام است كه خبر
(ان اللَّه تسعة و تسعين اسما مائة الا واحدة من احصاها دخل الجنة انه وتر يحب الوتر)
در آن باب وارد شده و يا آنكه مراد هزار و يك نام او سبحانه است كه متلقىاند از شارع صلّى اللَّه عليه و آله و معانى بعضى راجع است با صفات ذاتيه او سبحانه چون اله و قادر و عالم وحى و سميع و بصير و بعضى با صفات فعل چون خالق و رازق و بارى و مصور و مبدى و معيد و مبدع و محيى و مميت و بعضى مفيد تمجيد و تقديساند چون قدوس و سبوح و سلام و غنى و واحد و غير آن و گفتهاند كه مراد بحسنى اسمايىاند كه نفوس ما مايل باشند بذكر آن و آن هر اسمى است كه متضمن رحمت عفو باشد نه سخط و نقمت و در زاد المسير آورده كه سبب نزول اين آيه آن بود كه مردى خداى را باسم اللَّه ياد كرد و باسم رحمن نيز او را بخواند ابو جهل گفت نه محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميگويد و اصحاب او هم كه ما يك خداى را ميپرستيم پس اين مرد چرا دو خدا ميخواند اين آيه نازل شد كه اسماى الهى بسياراند و همه نيكو است پس او را بآن اسما بخوانيد صاحب كشاف گفته كه خداى را صفاتى نيكو است چون عدل و احسان و خير و رحمة و عدم مثليت و امثال آن پس او را بدان صفات بستائيد و گفتهاند معنى آنست كه متخلق شويد باخلاق ربانى و متصف شويد بصفات يزدانى وَ ذَرُوا الَّذِينَ و بگذاريد متابعت آنها را كه از روى ضلالت و جهالت يُلْحِدُونَ ميل ميكنند بكجى فِي أَسْمائِهِ در نامهاى او يعنى تسميه ميكنند حقتعالى را باسمايى كه اذن شرع بدان تعلق نگرفته چنان كه اعراب حق را يا (ابا المكارم يا ابيض الوجه) ميگفتند و نصارى يا ابا المسيح و حكما علة اولى ميخوانند و گفتهاند كه الحاد اشتقاق اسماء بتان بود از اسماى الهى چون لات از اله و عزى از عزيز و منات از منان و يا معنى آنست كه مبالات مكنيد با بكار ايشان از آنچه حق تعالى ذات خود را بآن تسميه فرمود چه ايشان مىگفتند كه (ما نعرف الا رحمن اليمامة) يا اعراض كنيد از ايشان كه حقتعالى مجازى ايشان است كما قال سَيُجْزَوْنَ زود باشد كه جزا داده شوند ملحدان ما كانُوا يَعْمَلُونَ بجزاى آنچه هستند كه عمل ميكنند و چون ذكر جمعى كرد كه عاقبت كارشان منتهى بآتش دوزخست در عقب آن ذكر اهل بهشت ميفرمايد بقوله وَ مِمَّنْ خَلَقْنا و از آنها كه آفريدهايم أُمَّةٌ گروهىاند كه ايشان يَهْدُونَ بِالْحَقِ راه مينمايند مردمان را بحق كه دين اسلام است و احكام آن وَ بِهِ يَعْدِلُونَ و بحق عدول ميكنند در حدود آن ابن جريح روايت كرده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله اين آيه تلاوت فرمود و گفت اين آيه در حق امت من است كه بحق گيرند بحق دهند و بحق