تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٢ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٣٠ تا ١٣٩
بود و بنى اسرائيل را از آن تسلى نشده عَسى رَبُّكُمْ عسى براى اطماع است يعنى طمع ميدارم و اميدوارم از پروردگار شما أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ آنكه هلاك گرداند دشمن شما را كه فرعون است و قوم او وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ و خليفه گرداند شما را بعد از هلاك ايشان فِي الْأَرْضِ در زمين مصر فَيَنْظُرَ پس به بينيد كه خدا يعنى علم او تعلق گيرد كه بوقت رحمت و راحة و دولت كَيْفَ تَعْمَلُونَ چگونه عمل ميكنيد و چه چيز بجا ميآريد از شرك و طاعت و معصيت تا شما را فرا خور آن جزا دهد در انوار گفته كه شايد ايراد لفظ عسى بجهت عدم جزم موسى بوده باشد بآنكه باشخاصهم و اعيانهم مستخلف فرعونيان باشند و تجويز اينكه اولاد ايشان باين استخلاف رسند نه ايشان و مؤيد اينست كه در روايت آمده كه فتح مصر بنى اسرائيل را در زمان داود بوده در آن زمان حقتعالى شهرهاى ديگر را براى ايشان بگشاد و در عهد سليمان عليه السلام همه ملك زمين بايشان داد
و در مجمع آورده كه نزد مفسران عسى بمعنى واجب و لازم است يعنى حقتعالى بر خود واجب و لازم گردانيده است كه شما را در زمين مصر تمكين دهد و همه آن را بتصرف شما در آورد پس از هلاك فرعون و قوم او و حقتعالى بعد از هلاك دشمنان مقدمات آن را بيان ميكند و ميفرمايد كه وَ لَقَدْ أَخَذْنا و هر آينه فرا گرفتيم آلَ فِرْعَوْنَ تبع و خدم فرعون را بِالسِّنِينَ بقحط و تنگى و خشك سالى و السنه از اسماى غالبه است چون النجم و الصعق و امثال آن و غالبية آن بر قحطى بجهت آنست كه ذكر آن ميكنند و آن را تاريخ مىسازند و از آن اشتقاق ميكنند و ميگويند اسنت القوم اذا قحطوا وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ و نقصان بعضى از ميوههاى ايشان و از ابن عباس نقل است كه سنين در اهل حواشى و بوادى ايشان بود و نقص ثمرات در امصار ايشان لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ باشد كه ايشان پندپذيرند و متنبه شوند كه اين بجهة كفر و معاصى ايشان است پس متعظ شوند و يا قلوب ايشان نرم شود بشدايد و عاهات جزع و فزع نمايند به درگاه الهى و راغب شوند بآنچه نزد او است از الا و نعماى او ايشان متنبه نشدند و در آيه دليل است بر بطلان قول مجبره كه حقتعالى مؤيد كفر است زيرا كه او سبحانه در اين آيه بيان فرموده كه او از كفار اراده تذكر كرده و رجوع بدرگاه او القصه ايشان از اين متذكر نشدند فَإِذا جاءَتْهُمُ پس چون آمدى بايشان الْحَسَنَةُ نيكويى از فراخى و ارزانى قالُوا لَنا هذِهِ ميگفتند براى ما است اين ارزانى و نيكويى و ما مستحق آنيم و يا بطريق عادت زمان اين بما رسيده وَ إِنْ تُصِبْهُمْ و اگر رسيدى بديشان