تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩١ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
اضطراب قالَ مُوسى گفت موسى لِقَوْمِهِ مر گروه خود را بر وجه تسليه كه اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ يارى خواهيد از خداى وَ اصْبِرُوا و صبر كنيد بر آنچه با شما مىگويد إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ بدرستى كه زمين مر خداىراست يُورِثُها ميراث ميدهد يعنى ميبخشد بدون عوض مَنْ يَشاءُ هر كه را كه ميخواهد مِنْ عِبادِهِ از بندگان خود وَ الْعاقِبَةُ و سرانجام نيكو كه ظفر و نصرت است در دنيا و نعيم بهشت در عقبى لِلْمُتَّقِينَ مر پرهيزكاران را ذكر اين كلام بجمله اسميه مؤكده بان بعد از تقرير امر باستعانة و صبر تثبت در امر وعده هلاك قبطيانست و دخول ولايت ايشان بتصرف بنى اسرائيل و بدانكه عاقبت چون بلام مستعمل شده بمعنى خير است و اگر بعلى مستعمل شده بمعنى شر كقولهم الدايرة له و الدايرة عليه و گويند غرض موسى از اين كلام دلخوشى و تسلى بنى اسرائيل است بر آنكه دنيا بكسى نمىماند و اين دو سه روزه دولت كه فرعونيان دارند عنقريب زوال پذير ميشود پس بر آن متحسر مشويد و حسد مبريد و بطاعت و پرهيزكارى ميل كنيد كه نعيم دائمى جنت مر متقيان راست بنى اسرائيل باز آغاز شكايت از فرعون و فرعونيان كردند قالُوا گفتند بر وجه تفجع و توجع أُوذِينا رنجانيده شديم يعنى قبطيان ما را رنجانيدند و ايذا رسانيدند مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا پيش از آنكه تو بيايى بما و ما را و پيغمبران ما را ميكشتند مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا و ايذا ميكنند ما را پس از آنكه تو آمده بما و معجزات باهره بايشان نموده و مدت مديد است كه ما را كارهاى پر مشقت مى فرمايد و اكنون در صدد قتل تواند و يا هم چنان كه پيش از اين پسران ما را ميكشتند حالا نيز ميخواهند كه بهمان اشتغال كنند و چون در هر دو حال ما را در رنج بايد بود پس ميان حضور و غيبت تو چه فرق باشد وهب بن منبه روايت كرده كه ايذا و رنج ايشان آن بود كه ايشان را به بندگى ميگرفتند و همه مالهاى ايشان را مىگرفتند و كارهاى گران بايشان ميفرمودند مانند سنگ گران از كوه كندن و نقل كردن آن و كوشكها و سراها بناكردن و انواع حرفة پر مشقت ايشان را فرمودن مانند بنائى و خشت زدن و كوه كندن و امثال آن و اگر از اينها عاجز شدندى هر روز مزد كار از ايشان ميگرفتند و اگر نه ميدادند بجهت فقر و تنگدستى ايشان را ميزدند و زنان را دوك و چرخ ريسيدن و بافتن فرمودندى و بروايت حسن فرعون وضع جزيه كرده بود در ميان ايشان و قبل از موسى و بعد از آن از ايشان مىگرفت القصه چون اين شكايت بموسى عرضكردند قالَ گفت موسى عليه السلام بر وجه تصريح بآنچه اول بكنايه گفته