تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٨ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
ايشان را قرنى بعد از قرنى و نسلى بعد از نسلى وَ أَشْهَدَهُمْ و گواه گردانيد ايشان را عَلى أَنْفُسِهِمْ بر نفسهاى خودشان يعنى براى ايشان نصب دلايل ربوبية خود كرد و در عقول ايشان مركوز ساخت آن چيزى را كه داعى ايشان بود باقرار بربوبيت تا آنكه بمنزله كسانى گشتهاند كه ايشان را فرموده كه أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ آيا نيستم پروردگار شما قالُوا بَلى گفتند آرى تو پروردگار مايى پس حق تعالى تنزيل تمكين ايشان كرده است از علم بربوبيت بمنزله اشهاد و اعتراف بر طريقه تمثيل و دال بر اينست قوله شَهِدْنا گواه شديم ما بر اقرار خود و اخذ ميثاق كرديم أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ كراهت آنكه گويند روز قيامت كه إِنَّا كُنَّا بدرستى كه ما بوديم عَنْ هذا غافِلِينَ از اين اقرار بيخبران يعنى متنبه نشديم بر آن بدليل قوله أَوْ تَقُولُوا عطف است بر ان تقولوا يعنى كراهت آنكه گوئيد إِنَّما أَشْرَكَ جز اين نيست كه شرك آوردند آباؤُنا پدران ما مِنْ قَبْلُ پيش از ما وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً و بوديم ما فرزندان مِنْ بَعْدِهِمْ از پس ايشان يعنى اقتدا بايشان كرديم زيرا كه تقليد نزد قيام دليل و تمكن از علم بآن صلاحيت عذر ندارد أَ فَتُهْلِكُنا بجهت كراهت آنكه گويند آيا هلاك ميكنى و معذب ميسازى ما را بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ بآنچه كردند كج روان و گمراهان و بيراهان يعنى پدران ما كه تاسيس شرك كردند اكثر مفسران نقل كردهاند كه حقتعالى ذريه آدم را بيرون آورد از صلب او بر مثال مورچهاى خورد و حيات و عقل و نطق در ايشان آفريد و ربوبيت خود را بر ايشان عرض فرمود و ايشان قبول كرده گفتند كه ما بر اقرار خود گواه شديم و چون ذرية بلى گفتند حق تعالى ملائكه را فرمود كه گواه باشيد ملائكه گفتند كه شهدنا و از سدى منقولست كه شهدنا خبريست كه حقتعالى از خود و فرشتگان ميدهد كه ما بر اقرار ذرية آدم گواه شديم حاكم ابو عبد اللَّه در صحيح خود از ابن عباس نقل ميكند كه پيغمبر ص فرمود كه خداى فرا گرفت ميثاق را از ذريه آدم در نعمان و آن وادى است نزديك بعرفات و آن را نعمان سحاب گويند و بقولى بطن نعمان خوانند در لباب آورده كه اخذ ميثاق در دهيا بوده و آن زمينى است در ولايت هند و بعد از خروج آدم عليه السّلام بوده است از بهشت و در مدارك آورده كه جمهور مفسران بر آنند كه بعد از خلق آدم و قبل از دخول جنت بود در فضايى كه بر در بهشت است و عرض آن سى هزار ساله راهست در آن فضا (ذرارى) آدم را بشكل مورچهاى خورد از صلب آدم اخراج كرد و بعد از خلق حيات و عقل و نطق عرض ربوبيت خود كرد بر ايشان و از مفسران سلف و اصحاب خلف روايت است كه حقتعالى جانب راست او را بماليد بعضى از ذرارى او را