تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٤ - سوره الأعراف(٧) آيات ٢٠٠ تا ٢٠٦
رحمت و مغفرت گرديد و از ابن مسعود و سعيد بن جبير و سعيد بن مسيب و مجاهد و زهرى مرويست كه اين خطاب بما مؤمنين است كه مستمع قرائت امام شوند و با او قرائت نكنند و اين از ابى جعفر عليه السّلام نيز منقولست و شيخ ابو جعفر فرموده كه مراد وجوب استماع قرآنست در نماز و در غير آن واجب نيست و گفتهاند كه سبب نزول آيه آن بود كه در ابتداى اسلام روا بودى كه در نماز بر يكديگر سلام كنند حقتعالى باين آيه آن را نهى فرمود و از كلبى روايتست كه چون ذكر دوزخ شنيدندى بآواز بلند جزع كردندى و چون بآيه رحمت رسيدندى برفع صوت طلب آن كردندى حقتعالى اين آيه را نازل ساخت و ايشان را از آن منع فرمود صاحب كنز العرفان در تفسير اين آيه فرموده كه از كلام مفسران فرقى نيافتم ميان استماع و انصات و آنچه بر من ظاهر شده آنست كه استماع بمعنى سمع است و انصات توطين نفس بر استماع با سكوت و بر هر حال ظاهر آيه دلالت بر او حجيت استماع و انصات ميكند در وقت قرائت قرآن يا بطريق وجوب يا بر وجه استحباب و در سبب نزول آن از ابن عباس و جمعى ديگر از اصحاب نقل است كه در اول حال كه نماز يوميه واجب شد مردمان در اثناى آن تكلم ميكردند و چون جمعى بر ايشان داخل مىشدند از ايشان ميپرسيدند كه كم صليتم ايشان در جواب ميگفتند كه صلينا كذا و كذا و در اثناى آن آمد و شد ميكردند و بعضى ديگر گفتهاند كه چون حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله تلاوت ميفرمودند مردمان بآواز بلند با او قرائت مىكردند بر وجهى كه آواز آن حضرت در ميان آواز ايشان پنهان مىشد و ابن جبير گفته كه نزول اين آيه براى وجوب استماع قرآنست وقتى كه امام خطبه جمعه خواند و گويند اين امر است باستماع براى نظر و تأمل در معجزات نبويه و اين قول اقربست و از صادق عليه السّلام مروى است كه مراد استحباب استماع است در نماز و غير آن و اين مختار است بجهت اطلاق لفظ و اصالة برائة از وجوب و در اين مقام چند فايده است يكى آنكه اصحاب ما و حنفيه باين آيه استدلال كردهاند بر سقوط قرائت از ماموم چه انصات تمام نميشود مگر بسكوت و شافعيه در اين خلاف كردهاند و قرائت فاتحه را مطلقا سنت ميدانند و بعضى از اصحاب ما گفتهاند كه در جهريه اولى ترك قرائت است بجهت انصات و در اخفاتيه و جهريه كه آواز امام و همهمه او شنيده نشود سنت است و گفتهاند كه مستحبّ است ماموم را در جهريه ذكر گفتن در نفس خود از تسبيح و تهليل و تكبير و اين اولى است و مؤيد اين است روايت زراره از احدهما عليه السلام كه
اذا كنت خلف امام تاتم به فانصت و سبح فى نفسك
يعنى چون بامام اقتدا كرده باشى پس قرائت او را استماع كن مراد نماز جهريه است و اليه اشار فى الاية الثانية فى قوله وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً دويم سزاوار است هر قارى را و مستمع را كه تخليه سر خود كند و تحرير