تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٩ - سوره الأعراف(٧) آيات ٧٠ تا ٧٩
بُيُوتاً خانها براى زمستان اين مفعول تنحتون است بر تضمين تتخذون و ميتواند بود كه حال باشد فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ پس ياد كنيد نعمتهاى خداى را از تمكين در زمين و قوت كندن كوهها و غير آن وَ لا تَعْثَوْا و غايت تباهى مجوئيد فِي الْأَرْضِ در زمين حجر مُفْسِدِينَ در حالتى كه قصد كنندگان فساد باشيد و تباهى كنندگان ايشان از جواب صالح اعراض كردند و متعرض مؤمنان شدند كما قال اللَّه تعالى قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا گفتند گروهى از بندگان و اشراف آنان كه تكبر نمودند و سركشى كردند مِنْ قَوْمِهِ از قوم صالح لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا مر آنان را كه ضعيف و عاجز مىشمردند يعنى بيچارگان و خوارشدگان لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ مر آن كسانى را كه گرويده بودند از آن قوم يا از آن كسان اين بدل الذين استضعفوا است بدل كل اگر ضمير راجع باشد بقوم و يا بدل بعض اگر راجع بالذين باشد حاصل كه مؤمنان را گفتند أَ تَعْلَمُونَ آيا شما ميدانيد أَنَّ صالِحاً آنكه صالح مُرْسَلٌ فرستاده شده است مِنْ رَبِّهِ از نزد پروردگار خود و اين بر سبيل استهزاء مىگفتند قالُوا گفتند آن ضعفا إِنَّا بدرستى كه ما بِما أُرْسِلَ بِهِ بدان چيزى كه صالح را بآن فرستادهاند از توحيد و اخلاص عبادت براى معبود يكتا مُؤْمِنُونَ گرويدگانيم عدول اهل ايمان از جواب نعم باين قول بجهت تنبيه بود بر اينكه امر ارسال ظاهرتر از آنست كه عاقلى شك تواند كرد در آن و بر ذى راى مخفى تواند بود قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا گفتند آنان كه گردنكشى كردند از ايمان بخدا و پيغمبران إِنَّا بدرستى كه ما بِالَّذِي آمَنْتُمْ بآن چيزى كه شما بآن گرويدهايد كافِرُونَ تا گرويدگانيم و منكران اين كلام بر سبيل مقابله است و وضع آمنتم به در موضع ارسل بجهت رد آن چيزيست كه مؤمنان آن را معلوم و مسلم ميداشتند فَعَقَرُوا النَّاقَةَ پس پى كردند و بكشتند ناقه را اگر چه عاقر ناقه قدار بن سالف بود چنان كه تفصيل آن مبين خواهد شد اما چون كه همه به آن راضى بودند از اين جهت اسناد عقر بهمه ايشان كرد وَ عَتَوْا و سركشى كردند عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ از امتثال و فرمانبردارى پروردگار خود كه آن قول صالح بود كه فذروها تاكل فى ارض اللَّه وَ قالُوا و گفتند از روى استهزا يا صالِحُ ائْتِنا بِما اى صالح بيار آن چيزى را كه تَعِدُنا وعيد مى