تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٥ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٦٠ تا ١٦٩
است (ص) و امت مرحومه و اين از ابى جعفر عليه السّلام مرويست و آيه دليلست بر آنكه يهود را هرگز دولت و عزت نباشد و هميشه ذليل و خوار باشند تا روز قيامت إِنَّ رَبَّكَ بدرستى كه پروردگار تو لَسَرِيعُ الْعِقابِ زود عقوبت است مر كافران را كه هم در دنيا عقوبت بايشان رساند وَ إِنَّهُ و بدرستى كه او لَغَفُورٌ آمرزگار است هر كه را كه توبه كند و طلب مغفرت نمايد رَحِيمٌ مهربانست كه بعد از توبه بگناه نگيرد وَ قَطَّعْناهُمْ و پراكنده و متفرق گردانيديم بنى اسرائيل را فِي الْأَرْضِ أُمَماً در زمين جماعتها بر وجهى كه در هيچ ولايتى نيست كه در آن يهودى نباشد اين مفعول ثانى است يا حال و قوله مِنْهُمُ الصَّالِحُونَ صفت است يا بدل يعنى بعضى از ايشان شايستگان بودند كه بدين موسى متدين شده تغييرى بحال ايشان راه نيافت و بعيسى گرويدند و يا مراد آنهااند كه بحضرت پيغمبر (ص) ايمان آوردند و يا آنهااند كه در شب معراج بآن حضرت گرويدند وَ مِنْهُمْ و بعضى ديگر از ايشان دُونَ ذلِكَ مردمانى بودند منحط از صلاح يعنى كفره و فسقه بودند وَ بَلَوْناهُمْ و آزموديم ايشان را يعنى بايشان معامله از مايندگان كرديم بِالْحَسَناتِ بنيكوئيها چون طيب عيش و غنا و صحت وَ السَّيِّئاتِ و بديها چون شدت و فقر و مصايب نفس و مال لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ شايد كه ايشان باز گردند بخدا و از معصيت بطاعت گرد آيند ايشان بر معصيت مصر شده در نعمت بطر آغاز كردند و ترك شكر گذارى كردند و گفتند إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ و در محنت ترك صبر كرده آغاز ناسزا كردند و گفتند يد اللَّه مغلولة پس از محك امتحان و اختيار تمام عيار بيرون نيامدند فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ پس از پس اوايل يهود در آمدند فَخَلَفَ پسآمدگان در انوار گفته كه خلف مصدر است كه منعوت شده و لهذا اطلاق آن بر واحد و جمع واقع ميشود و گويند كه آن جمع است و آن در شر شايع است هم چنان كه خلف بفتح در خير و قوله وَرِثُوا الْكِتابَ حالست از ضمير ورثوا يعنى در حالتى كه ايشان ميراث گرفتند تورية را يعنى نياموختند علم آن را از پدران يَأْخُذُونَ فرا ميگيرند عَرَضَ هذَا الْأَدْنى خواسته و متاع اين چيزى فروتر و زبونتر كه دنيا است مراد احبار زمان حضرت رسالت است (ص) يعنى رشوه ميگيرند در حكم و تحريف تورية وَ يَقُولُونَ و ميگويند سَيُغْفَرُ لَنا زود باشد كه بيامرزند ما را و اين بجهت آن مىگفتند كه اعتقاد ايشان آن بود كه گناه روز ايشان بشب و جرم شب ايشان بروز آمرزيده