تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٤
ان خيرا فخيرا و ان شرا فشرا بدانكه ان مخففه از مثقله است و حفص مثقله ميخواند و لما نزد عاصم بهر در روايت مشدد است و لما در اصل لمن ما بوده و ما بمعنى الذين قلب نون بميم شده بجهة ادغام و بواسطه اجتماع سه ميم حذف اول شده و نزد كسانى كه لما مخفف خواندهاند كه لام آن مؤطنه قسم است و تنوين عوض مضاف اليه و ماء زايده و تقديرش اينكه و ان كلهم و اللَّه ليوفينهم يا ان نافيه ميدانند و لما بمعنى الا نيست يعنى هيچكس مگر خداى خواسته است كه جزاى كردارهاى او بر وجهى كه بايد بدو رساند إِنَّهُ بدرستى كه خداى بِما يَعْمَلُونَ بآنچه ميكنيد خَبِيرٌ دانا است و آگاه است و چيزى از او فوت نشود و اگر چه خفى باشد تا توفيه جزا تواند كردن و چون تبيين فرمود امر مخالفان را در توحيد و نبوت و اطناب كلام كرد در شرح وعد و وعيد در عقب آن رسول خود را (ص) فرمود باستقامت در تبليغ رسالة و بيان شرايع بر نهجى كه بر او منزل ساخته و قيام بوظايف عبادات بدون افراط و تفريط كه مفوت حقوق است و فرمود فَاسْتَقِمْ پس مستقيم باش كَما أُمِرْتَ هم چنان كه فرموده شده وَ مَنْ تابَ مَعَكَ عطفست بر مستكن و عدم رعايت تاكيد بجهة وقوع فصل است بينهما كه قايم مقام ضمير منفصل است يعنى بايد كه مستقيم شوند آنان كه با تواند يعنى بازگشته از كفر و ايمان آوردهاند با تو وَ لا تَطْغَوْا و بيرون مرويد از حد شرع و از حدود خدا در مگذريد بزياده و نقصان إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بدرستى كه خدا بدانچه شما ميكنيد بَصِيرٌ بينا است پس مجازى شما است بر آن اين در معنى تعليل امر و نهى است يعنى چون او بينا است بر احوال شما پس از او بترسيد و بامر و نهى او منقاد باشيد و نبايد دانست كه مستقيم در طريق دين قويم است كه بر او امر و نواهى او ثابت قدم و راسخ دم باشد و قشيرى گفته كه مستقيم آن كس است كه از راه حق بر نگردد تا بسر منزل وصال برسد و در حقايق از جرجانى نقل ميكند كه طالب كرامت مباش طالب استقامت باش محمد بن فضل فرموده كه آن چيزى كه ببود وى همه نيكوها نيكو شود و بر نبود وى همه زشتيها زشت شود استقامت است بدليل فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ بزرگى را پرسيدند كه كدام عمل فاضلتر است فرمود استقامت ابو على رقاق را از معنى استقامت پرسيدند گفت استقامة آنست كه سر خود را از ما سوى محفوظ دارى چون حقيقت استقامت سلوكست در جميع احوال بر جاده حق بر آن وجه كه مامور و مرضى او سبحانه باشد و بهيچ وجه من الوجوه شايبه اعوجاج و انحراف نداشته باشد و از تطرق افراط و تفريط مصون و محفوظ باشد و چشم و دل از ما سوى بر دوخته بالكليه متوجه مولى باشد و اين در غايت عسر است از اين جهة در جميع قرآن هيچ آيتى ير آن حضرت اشد و اشق از