تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥٠ - سوره هود(١١) آيات ٦٠ تا ٦٩
معبودى بجزوى هُوَ أَنْشَأَكُمْ او آفريده شما را مِنَ الْأَرْضِ از زمين يعنى آدم را كه پدر شما است و مواد شما را كه نطفها است از زمين خلق فرموده و پيدا كرد چه تولد نطفه از غذايست و حصول غذا از زمين وَ اسْتَعْمَرَكُمْ و زندگانى داد و بقاى بخشيد شما را فِيها در زمين و در آن شما را معمر گردانيد در مدارك آورده كه سال عمر هر يك از قوم ثمود از سيصد تا هزار بوده يا شما را قوت داد بر عمارت زمين و يا شما را بر عمارت آن ترغيب كرد تا منازل پاكيزه ساختيد و بر حفر انهار و غرس اشجار اشتغال نموديد و گويند اشتقاق استعمار از عمرى است يعنى شما را در ديار خودتان جاى داد در مدت عمرى كه مقرر شده بود براى شما فَاسْتَغْفِرُوهُ پس آموزش خواهيد از او يعنى ايمان آريد تا شما را بيامرزد ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ پس رجوع كنيد بپرستش او از عبادت غير او إِنَّ رَبِّي بدرستى كه آفريدگار من قَرِيبٌ نزديكست باميدواران برحمت مُجِيبٌ اجابت كننده داعيان بفضل و منت قالُوا يا صالِحُ گفتند قوم كه اى صالح قَدْ كُنْتَ فِينا بدرستى كه تو بودى در ميان ما مَرْجُوًّا اميد داشته شده يعنى بتو اميدها داشتيم در باب خير و صلاح و وصول منافع بما از قبل تو قَبْلَ هذا پيش از اين كه دعوى پيغمبرى كنى يعنى چون نشانه رشد و سداد در جبين حال تو ميديديم و خصال حميده در تو مشاهده ميكرديم اميدوارى داشتيم كه تو را ملك خود و مستشار خود سازيم يا اميد بتو داشتيم كه بدين ما متدين شوى حالا بدين سخن كه مىگويى اميد ما از تو بريده گشت پس بر سبيل انكار گفتند كه أَ تَنْهانا آيا ما را نهى ميكنى أَنْ نَعْبُدَ از آنكه ميپرستيم ما يَعْبُدُ آباؤُنا آن را كه ميپرستيدند پدران ما وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍ و بتحقيق كه ما در شكيم مِمَّا تَدْعُونا از آن چه تو مى خوانى ما را إِلَيْهِ بسوى آن از توحيد و ترك عبادت اصنام مُرِيبٍ شكى در ريبه و تهمة افكنده يا خداوند ريبه يعنى گمانى كه نفس را مضطرب ميسازد و دل را آرام نميدهد و عقل را شوريده ميگرداند چه بيقين پدران ما هرگز بر جهالت و ضلالت نبودهاند پس اين سخن تو موجب فلق نفس و مستدعى انتفاى طمانينه و يقين ما است قالَ گفت صالح يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ اى قوم من خبر دهيد مرا كه إِنْ كُنْتُ اگر باشم عَلى بَيِّنَةٍ بر حجتى روشن مِنْ رَبِّي از پروردگار خود حرف شك باعتبار مخاطبين است وَ آتانِي مِنْهُ و داده باشد مرا از نزديك خود رَحْمَةً پيغمبرى كه لازم رحمت