تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٢ - سوره هود(١١) آيات ٣٠ تا ٣٩
آيد اگر ادا كنيد يا بر من گران نمايد اگر ابا نمائيد إِنْ أَجرِيَ نيست مزد من إِلَّا عَلَى اللَّهِ مگر بر خداى كه آن مثوبة آجله است آورده كه اشراف قوم ميگفتند اى نوح اراذل و ادنى ما را از مجلس خود دور كن تا ما با تو مجالسة كنيم چه نشستن ما با اين گروه اراذل موجب ننگ و عار ما ميشود هم چنان كه كفار زمان خاتم الانبيا صلّى اللَّه عليه و آله نيز همين ميگفتند و آية وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ تا آخر نازل شد القصه نوح عليه السّلام در جواب فرمود وَ ما أَنَا و نيستم من بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا راننده آنها از نزد خود كه گرويدهاند بخدا و پيغمبر او صلّى اللَّه عليه و آله إِنَّهُمْ بدرستى كه ايشان مُلاقُوا رَبِّهِمْ ملاقات كننده و رسندهاند بجزاى پروردگار خود و بقرب مرتبه نزد او فايز خواهند شد پس چگونه ايشان را برانم و بچه وجه مستحق طرد باشند و يا اگر ايشان را از نزد خود برانم ايشان نزد پروردگار خود خصومت كنند با راننده خود پس بچه وجه ايشان را طرد و منع توان كرد وَ لكِنِّي أَراكُمْ و ليكن من ميبينم شما را قَوْماً تَجْهَلُونَ گروهى كه نميدانيد قدر انبيا را بجهة اين التماس طرد ايشان ميكنيد يا علم نداريد برسيدن شما بسزاى پروردگار خود و يا آنكه بجهة فرط جهالة و سفاهة تسفيه اين جماعت ميكنيد و ايشان را اراذل مىگوييد و يا دانيد از آنكه تفاضل بدين است نه بدنيا وَ يا قَوْمِ و اى گروه من
مَنْ يَنْصُرُنِي كيست كه مرا يارى دهد و منع كند مِنَ اللَّهِ از عذاب و انتقام خدا إِنْ طَرَدْتُهُمْ اگر برانم ايشان را كه باين مثابه و درجهاند نزد خدا أَ فَلا تَذَكَّرُونَ آيا در نمييابيد و انديشه نميكنيد تا بدانيد كه التماس طرد ايشان ناصوابست و عين خطا گفتند تو اين همه مدح ايشان ميكنى و حال آنكه ايشان بظاهر با تو موافقت دارند و بباطن مخالف تواند نوح عليه السّلام فرمود وَ لا أَقُولُ لَكُمْ و نميگويم شما را كه عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ نزديك منست خزانهاى خداى وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ عطف است بر عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ و تكرير لا براى مبالغه يعنى نميگويم كه ميدانم غيب را و ميتواند بود كه عطف باشد بر لا اقول يعنى من نميدانم غيب را تا از بواطن مردمان خبر دهم بلكه نظر من بر ظاهر است هر كه قايل ميشود بوحدانيت خدا و نبوت من او را مؤمن ميدانم و حكم بايمان او ميكنم و گويند معنى آيه آنست كه نوح گفت من نميگويم كه خزائن ارزاق و اموال خدا نزد من است تا شما جاحد فضل من شويد و انكار آن كنيد و نميگويم كه عالمم بمغيبات تا بر وجه استبعاد تكذيب من كنيد وَ لا أَقُولُ و نميگويم شما را كه إِنِّي مَلَكٌ بدرستى كه من فرشتهام تا شما گوئيد كه ما انت الا بشر مثلنا