تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٦ - سوره هود(١١) آيات ٥٠ تا ٥٩
قوم خود را از بىطمعى خود خبر دادهاند جهة ازاله تهمت و خلوس نصيحت چه دعوت وقتى نتيجه دهد و موعظه آن زمان فايده رساند كه بمطامع فاسده آلوده نباشد از اين جهت هود فرموده إِنْ أَجْرِيَ نيست مزد من إِلَّا عَلَى الَّذِي مگر بر آن كس كه بمحض قدرت خود فَطَرَنِي بيافريد مرا أَ فَلا تَعْقِلُونَ آيا فهم نميكنيد و عقل خود را كار نميفرمائيد تا محق را از مبطل و حق را از باطل تميز كنيد استفهام بر سبيل تقريع است مرويست كه چون عاديان دعوت هود قبول نكردند حقتعالى بشامت آن سه سال باران از ايشان باز گرفت و زنان ايشان را عاقر و عقيم ساخت و چون اصحاب زراعات بودند و دشمنان نيز داشتند براى زراعة بباران و براى دفع اعادى باولاد محتاج شدند هود عليه السّلام فرمود كه وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ و اى گروه من استغفار كنيد و آمرزش طلبيد از پروردگار خود بايمان ثُمَّ تُوبُوا پس باز گرديد إِلَيْهِ بدو از عبادت غير او و شبهه نيست كه تبرا از غير او بعد از ايمان باو است و رغبت در آنچه نزد او است و وجه ديگر در تقديم استغفار بر توبه در اول سوره مذكور شده حاصل كه هود فرمود كه استغفار و توبه كنيد بخدا يُرْسِلِ السَّماءَ تا بفرستد از آسمان عَلَيْكُمْ بر مزروعات شما مِدْراراً بارانى پيوسته وَ يَزِدْكُمْ و بيفزايد و زياد كند قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ قوتى با قوة شما يعنى فرزندان دهد شما را تا بمدد ايشان بر دفع اعادى قادر شويد در انوار گفته كه ترغيب ايشان بكثرت مطر و زيادتى قوة بجهت آنست كه ايشان اصحاب زرع و عمارات بودند وَ لا تَتَوَلَّوْا و از من بر نگرديد و اعراض منمائيد از پيغام الهى جل جلاله مُجْرِمِينَ در حالتى كه مصر باشيد بر گناهان از حجاب معاويه روايت كردهاند كه حسن بن على عليه السّلام را گفتم كه من مردىام كه مرا مال بسيار هست و فرزندى ندارم چيزى مرا تعليم كن تا باشد كه حقتعالى ببركت آن مرا فرزندى دهد فرمود كه عليك بالاستغفار آن مرد هميشه استغفار كردى روزى بود كه هفتصد بار استغفار كردى حقتعالى وى را ده پسر داد خبر بمعاويه رسيد گفت چرا از وى نپرسيدى كه اين را از كجا گفتى اتفاقا روزى آن حضرت نزد معاويه آمد آن مرد منشا آن را از وى بپرسيد فرمود نشنيده كه حقتعالى در قصه هود ميگويد كه وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ و در قصه نوح و يمددكم باموال و بنين القصه چون قوم هود اين نصيحت را از هود بشنيدند قالُوا گفتند يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ اى هود نياوردى بما حجتى كه دلالت كند بر صحت دعوى تو هود با آنكه معجزات بايشان نموده بود اما ايشان بجهة فرط عناد آن