تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٠ تا ١٩
بتو كه بسبب آنچه مرا بى بهره گردانيدى از رحمت يا حكم كردى بغوايت من و يا بجهت آنكه امتحان كردى بسجود و بجهة آن غاوى شدم و نظير اينست قوله فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ و يا بجهة آنكه مرا هلاك كردى بطعن و طرد و منه فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا و يا كلام بر ظاهر خود باشد چه معتقد او آن بوده باشد كه حقتعالى اغواى و اضلال بندگان كند يعنى بجهة آنكه مرا گمراه كردى لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ هر آينه بنشينيم براى اغوا و اضلال فرزندان بنى آدم صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ براه تو كه راه راست است يعنى دين اسلام و مترصد اينكه ايشان را راه زنم و بر صراط مستقيم نگذارم هم چنان كه قطاع الطريق كه بر سر راهها بنشينند تا قطع سايله كنند و بدانكه جارو مجرور متعلق است بفعل قسم محذوف و تقدير اينست كه (فبما اغويتنى اقسم باللَّه) و نه ميتواند بود كه متعلق باشد به لاقعدن زيرا كه لام قسم مانع آنست و نسب صراطك بر ظرفيه است كقولك (ضرب زيد الظهر و البطن) ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ پس بيايم بديشان مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ از پيش روى ايشان يعنى در امر آخرت و گويم بعث و نشر و بهشت و دوزخ نيست وَ مِنْ خَلْفِهِمْ و از پس ايشان يعنى از قبل دنيا و آن را در چشم ايشان بيارايم وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ و در آيم از راست ايشان از جهة حسنات و ايشان را در عجب و ريا اندازم وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ و از چپ ايشان يعنى از جهت سيئات و آن را در دل ايشان شيرين گردانم و يا مراد آنست كه از جميع جهات ايشان در آيم تا ايشان را از هدايت بگردانم و بر ضلالت دارم و بنا بر اين تمثيل قصد شيطانست مكلفان را بوسيله تسويل و اضلال بر هر وجهى كه او را ممكن باشد باتيان عدو از جهات اغلب و لهذا نگفت كه (و من تحت ارجلهم و من فوقهم) و از ابن عباس مرويست كه عدم ذكر (من فوقهم) بجهة آنست كه رحمت از آن نازل ميشود و ترك من تحتهم بسبب آنكه آمدن از آن موجب وحشت است و تسويل مستلزم انس است و محتملست كه مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ كنايه از جايى باشد كه مكلفان دانند و قادر باشند بر تحرز از آن و من خلفهم از جايى كه ندانند و قادر نباشند و عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ از جهتى باشد كه ميسر باشد ايشان را كه بدانند و يا تحرز نمايند و ليكن نكنند بجهة عدم تيقظ و احتياط ايشان و از امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه از اين آيه سؤال كردند فرمود معنى لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ آنست كه كار آخرت بر دل و چشم ايشان خوار و بيمقدار گردانم و مِنْ خَلْفِهِمْ ايشان را وسوسه كنم تا مال جمع كنند و بآن بخل ورزند و زكاة ندهند تا از بهر وارثان بماند وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ كار دين بر ايشان تباه گردانم و ايشان را بر هواى نفس دارم از شقيق بلخى نقل كردهاند كه گفت هر صباح