تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٤ - سوره التوبة(٩) آيات ١١٠ تا ١١٩
خداوند خويش مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ از پس آنكه روشن شده مر ايشان را أَنَّهُمْ آنكه ايشان يعنى ارباب شرك أَصْحابُ الْجَحِيمِ ملازمان دوزخند و اينكه مفسران اهل خلاف برانند كه چون ابو طالب عليه السّلام را وفات نزديك رسيد رسول صلّى اللَّه عليه و آله ببالين او آمد و گفت
يا عم انك اعظم الناس على حقا
در همه جهان آن حق كه تو را بر منست هيچكس را نيست و آن دوستى تو كه در دل منست هيچكس را نيست و حق تو بر من از حق پدرم بيشتر است مرا بكلمه شهادت يارى ده ابو جهل و عبد اللَّه اميه حاضر بودند گفتند (أ ترغب عن ملة عبد المطلب) و بروايت ديگر (عن ملت ابراهيم) جواب داد كه (انا على دين عبد المطلب و دين ابراهيم) رسول چون اين را شنيد فرمود پس براى تو استغفار كنم و چون قصد استغفار كرد اين آية آمد و او را از استغفار منع كرد قوليست باطل و سخنى است غير واقع زيرا كه اين سوره باتفاق نزديك بوفات سيد كاينات صلّى اللَّه عليه و آله نازل شده و ابو طالب ابتداء اسلام فرمان يافته و نيز اگر اين صحيح باشد دلالت بر ايمان ابو طالب كند نه بر كفرش زيرا كه قول او كه (انا على دين عبد المطلب) دالست بر آن چه عبد المطلب نزد ما و مخالفان مسلمان بوده و نيز ابو طالب گفت كه من بر دين ابراهيمم و اين بديهى است كه هر كه بر ملت ابراهيم بود البته مسلمان باشد و استناد كفر باو موجب مكفر او و ديگر آنكه باجماع اماميه كه فرقه حقهاند وى مسلمان بوده چگونه آيه در حق او باشد و دلايل داله بر اسلام ابو طالب در وسط اجزاى سابقه با بسط وجهى سمت ذكر يافته بعد از آن علت استغفار ابراهيم براى پدر خود يعنى عمش بيان ميكند بقوله كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ و نبود آمرزش خواستن ابراهيم لِأَبِيهِ براى پدر خود يعنى عمش آذر كه در تربيت و محافظت وى در حين طفوليت بمنزله پدر بود إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ مگر از براى وفا كردن وعده كه در وقت مناظره وَعَدَها إِيَّاهُ وعده كرده بود مر پدر خود را حيث قال سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي يعنى زود باشد براى تو از خدا طلب مغفرت كنم بتوفيق ايمان كه مكفر ما قبل خود است و ما حى جميع خطيئات واقعه در حالت كفر و گويند ابراهيم آذر را دعوت كرد وى گفت كه من مؤمنم و بجهت اين براى او استغفار كرد و در ينابيع مذكور است كه اذر وعده داده بود ابراهيم را كه من ايمان خواهم آورد و اين اصح است فكانه قال (فاغفر لابى اذا امن) پس ضمير وعده راجع به آذر باشد و استغفار ابراهيم اينكه من طلب مغفرت ميكنم براى تو وقتى كه بگروى فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ پس آن هنگام كه روشن گشت مر ابراهيم را أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ كه آذر دشمن است مر خداى را يعنى بر كفر بميرد و يا بوحى او را معلوم شد كه او ايمان نخواهد آورد تَبَرَّأَ مِنْهُ بيزارى كرد از او و قطع استغفار نمود و گويند كه علم ابراهيم