تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤ - سوره الأعراف(٧) آيات ٣٠ تا ٣٩
بعضى و در لباس مرد شرط است كه حرير محض و طلا نباشد و قوله عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ اى كل صلاة و اين تسميه حالست اسم محل و اينكه از صادق عليه السلام مروى است
و هو استجاب لبس اجمل- الثياب فى الجمع و الاعيار
دلالت ميكند باستجاب تحسن در صلاة نه تخشن مگر در صورتى كه خشن شعار باشد يعنى در زير ثوب خشن باشد هم چنان كه امام رضا صلوات اللَّه عليه خز را بالاى جامه پشمينه ميپوشيد و قصه او با جهله صوفيه مشهور است و بنا بر صحت روايت اينكه آيه كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا براى بنو عامر نازل شده كه در ايام حج طعام نميخوردند مگر بقدر سد رمق خصوص سبب مخصص عام نميشود چنان كه در اصول مبين شده پس آيه عام باشد در امر باكل و شرب و عدم اسراف و از على بن ابراهيم واقدى نقل است كه گفته (قد جمع اللَّه الطب فى آية فقال كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا) و بصحت پيوسته كه هارون الرشيد طبيبى حاذق داشت ترسانام او (بختيشوع) على واقدى را گفت كه در كتاب شما چيزى از علم طب هست واقدى گفت بلى حقتعالى جمله طب در نيم آيه جمع فرموده و هو قوله كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا گفت از پيغمبر شما چيزى در اين باب واقع شده گفت بلى جمله طب را در كلمه چند جمع فرموده و گفته معدة بيت الداء و الحمية رأس كل دواء واعظ كل نفس ما عودته معده خانه رنجها است و پرهيز كردن سر همه دواها است و هر نفس را آن قدر بايد داد كه عادة كرده باشد بختيشوع گفت ما ترك كتابكم و لا بينكم لجالينوس طبا كتاب شما و پيغمبر شما هيچ در طب فرو گذاشت نكرده و از براى جالينوس چيزى نگذاشته آوردهاند كه عرب چون بحج و عمره رفتندى گوشت و شير و پيه بر خود حرام كردندى حقتعالى از اين نهى فرموده بقوله قُلْ مَنْ حَرَّمَ بگو كه حرام كرده است زِينَةَ اللَّهِ آرايشى كه خدا مقرر كرده يعنى جامهاى متنوع و ساير ما يجتمع الَّتِي آن زينتى كه بمحض قدرت أَخْرَجَ بيرون آورده لِعِبادِهِ براى بندگان خود از نباتات مانند پنبه و كتان و از حيوانات چون پشم و حرير و از معادن چون ذره و خود وَ الطَّيِّباتِ و ديگر كه حرام كرده است پاكيزهها مِنَ الرِّزْقِ از روزى يعنى مستلذات ما كل و مشارب و از لحوم و رسوم و البان يا حلالات ان چون بحيره و سايبه و حوام و درين دليل است بر آنكه اصل در مطاعم و ملابس و انواع تجملات اباحه است زيرا كه استفهام در معنى انكار است قُلْ هِيَ بگو آن زينت و طيبات لِلَّذِينَ آمَنُوا براى كسانيست كه ايمان آوردهاند يعنى باصالت براى مؤمنان است فِي الْحَياةِ الدُّنْيا در زندگانى دنيا اما كفار و فجار به تبعيت شريك مؤمنانند