تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٤ - سوره هود(١١) آيات ٩٠ تا ٩٩
اضمار ندامت كنيد در دل إِنَّ رَبِّي بدرستى كه پروردگار من رَحِيمٌ بخشنده است بر مستغفران وَدُودٌ دوست دار تايبان و داد خدا با بندگان افاضه لطف و احسان است بايشان هم چنان كه كسى كه مودة غير داشته باشد باو اعطا و احسان مىنمايد و يا رضاى اوست ببندگان و قبول طاعت از ايشان و اثابت بر وفق آن و اين وعد است بر توبه بعد از وعيد بر اضرار و مىتواند بود كه فعول بمعنى مفعول باشد چون مهيب كه بمعنى مهيوب است يعنى بندگان او را دوست دارند و بجهت آن كمال انقياد امر او ميكنند يعقوب چرخى در شرح اسماء اللَّه معنى ودود را بر اين وجه ايراد كرده كه دوست دارنده نيكى به همه خلقان و دوست گرداننده دلها بحق يعنى او نيك را دوست ميدارد و نيكان او را دوست ميدارند از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله مرويست كه شعيب خطيب انبيا بوده قالُوا گفتند قوم او و وقتى كه از او استماع وعظ و تخويف كردند يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ اى شعيب ما فهم نميكنيم كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ بسيارى از آن چه مىگويى از وجوب توحيد و حرمت تطفيف و اين بواسطه قلة تعقل و تفكر ايشان بود يا اين سخن بر وجه عناد و استهانة ميگفتند و يا بجهت شدة نفرت ايشان از او اذهان خود را متوجه سخنان او نميگردانيدند تا او را دريابند و بر حقيقت آن مطلع شوند و اگر نه چرا فهم كلام نكردندى و حال آنكه او خطيب الانبيا بود و ديگر گفتند وَ إِنَّا لَنَراكَ فِينا ما مىبينم تو را در ميان خود ضَعِيفاً بى قوت در دفع ما يا ضعيف البصر و بجهت اين آزارى بتو نميرسانيم و در لغت حمير ضعيف بمعنى اعمى است و لفظ فينا ابا دارد از حمل ضعف بر عمى بشهادت ذوق سليم و يا تو مهيتى و عزتى ندارى وَ لَوْ لا رَهْطُكَ و اگر نه قوم تو بودندى كه بر دين مااند و ما ايشان را عزيز ميداريم لَرَجَمْناكَ هر آينه تو را سنگسار ميكرديم نه آنكه مراد خوف ايشان بوده باشد از شوكت و استيلاى رهط شعيب چه رهط از سه است تا ده و گويند تا هفت و ايشان چندين هزار بودند وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا و نيستى تو بر ما بِعَزِيزٍ ارجمند و مكرم بمرتبه كه عزت تو مانع رجم يا موجب رحم شود اين كلام از عادت سفيه محجوج است كه در مقابل حجج و آيات زبان بسب و تهديد دراز كند و در ايراد ضمير انت در يلى حرف نفى تنبيه است بر آنكه كلام در فاعل است نه در فعل كه عزة است و اشعار بر آن كه مانع ايشان از ايذاء شعيب عزت قوم او بوده كانه قيل (و ما انت علينا بعزيز بل رهطك هم الاعزة علينا) و لهذا قالَ گفت شعيب در جواب ايشان كه يا قَوْمِ أَ رَهْطِي اى گروه من آيا عشيره من أَعَزُّ عَلَيْكُمْ عزيزترند بر شما و دوستترند نزد شما مِنَ