تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٢ - سوره التوبة(٩) آيات ٩٠ تا ٩٩
فى الامر اذا قصر فيه موهما ان له عذر او لا غدر له و يا از اغدر اذا مهد الغدر بادغام تا در ذال و نقل حركة آن بعين و نزد اكثر مفسران عذر ايشان بر وجه تصنع بوده و ابن عباس گفته كه ايشان چند نفرى بودند از بنى غفار كه عذر صحيح داشتند و يدل عليه قوله وَ قَعَدَ الَّذِينَ و نشستند آنان كه كَذَبُوا اللَّهَ دروغ گفتند با خدا وَ رَسُولَهُ و با رسول او در ادعاى ايمان مراد منافقاناند از اعراب كه بيامدند و اعتذار نكردند و بنا بر اول مراد آنست كه بعضى منافقان از روى تصنع اعتذار آوردند در تقاعد و بعضى ديگر بدون اعتذار متقاعد شدند سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا زود باشد كه برسد آنان را كه كافر شدند مِنْهُمْ از اعراب عَذابٌ أَلِيمٌ عذابى مولم بقتل در دنيا يا حرق در آخرت بعد از آن رخصت اهل اعذار صحيحه ميفرمايد بقوله لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ نيست بر ناتوانان و عاجزان وَ لا عَلَى الْمَرْضى و نه بر بيماران و معلولان وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ و نه بر آنان كه نيابند ما يُنْفِقُونَ چيزى را كه نفقه كنند بر خود و اسباب راه سازند چون قوم جهينه و مزينه و چون قدرت بر انفاق شرط وجوب جهاد است پس بر عبد واجب نباشد بجهة عدم قدرت او بر آن يعنى بر اينجماعت نيست حَرَجٌ گناهى كه باز ايستند از غزوه إِذا نَصَحُوا چون نيك خواهى و فرمان برند لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ مر خداى را و فرستاده او را بايمان و طاعت در سر و علانيه نصح اصلاح فعلست باخلاص نيت ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ نيست بر نيكوكاران كه ناصحانند مِنْ سَبِيلٍ هيچ راه عتابى و ملامتى وضع محسنين در موضع ضمير بجهة دلالتست بر آنكه ايشان منخرطند در سلك محسنين و معاتب نيستند بجهة ترك خروج بمحاربه مشركين وَ اللَّهُ غَفُورٌ و خدا آمرزنده است آن را كه بجهة عذر از غزوه باز ماند رَحِيمٌ مهربانست كه معذور آن را رخصت قعود دهد ابن ضحاك گفته كه آيه در شان عبد اللَّه بن مكتوم آمد كه اعمى بود نزد رسول (ص) آمده گفت يا رسول اللَّه (انى شيخ ضرير خفيف الحال نحيف الجسم و ليس لى قايد فهل لى رخصته فى التخلف عن الجهاد) حضرت ساكت شد جبرئيل آمد و آيه مذكوره آورد و نزد قتاده نزول آيه درباره عايد بن عمر و اصحاب او است و قوله وَ لا عَلَى الَّذِينَ عطف است بر على الضعفاء و يا بر على المحسنين يعنى نيز عتابى و حرجى نيست بر آنها كه از درماندگى إِذا ما أَتَوْكَ چون آمدند بسوى تو و درخواست كردند