تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥ - سوره الأعراف(٧) آيات ١ تا ٩
اوامر و نواهى تحذير ميفرمايد بر ترك متابعت آن بقوله وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ و بسيار از اهل ديهها و شهر ها كه از كفار و فجار أَهْلَكْناها اراده كردهايم يا حكم كردهايم بهلاكت ايشان و يا ايشان را هلاك كرديم بتخذيل و تخليه فَجاءَها پس آمد باهل آن ديهها و شهرها بَأْسُنا عذاب ما بَياتاً مصدر است در موضع حال بمعنى بليتين يعنى در حالتى كه بيتوته كرده بودند مانند قوم لوط كه در شب ايشان را مستاصل ساختيم أَوْ هُمْ قائِلُونَ عطف است بر بياتا اى قائلين نصب النهار يعنى يا در حالتى كه ايشان خفته گان بودند در نيم روز چون قوم شعيب عليه السّلام و حذف و او عطف حالى در هم قائلون جهت استثقال اجتماع دو حرف عطف است چه و او حاليه و او عطف است كه از براى وصل مستعار شده و نميتواند بود كه اكتفاء بضمير شده باشد زيرا كه آن غير فصيح است و تخصيص اين دو وقت جهت آنست كه زمان آزمايش و استراحتاند و تصور و توقع عذاب در آن نيست پس بليه غير منتظره كه آن بر طريق فجاة است صعب تر و سخت تر است و فظاعة آن بيشتر چنانچه نعمت غير مترقبه نيكوتر و لذيزتر است فَما كانَ دَعْواهُمْ پس نبود خواندن ايشان و يا استغاثه ايشان و يا آنچه دعوى ميكردند از صحت دين خود إِذْ جاءَهُمْ وقتى كه آمد بديشان بَأْسُنا عذاب و بلاى ما إِلَّا أَنْ قالُوا مگر آنكه گفتند بر سبيل تحسر و ندامت كه إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ بدرستى كه ما بوديم ستمكاران بر نفس خود كه تكذيب رسل كردهايم يعنى اعتراف كردند بظلم خود در آنچه بر آن بودند و اقرار كردند ببطلان آن جهت تحسر بر آن يا بجهت مظنه ايشان از آنكه اعتراف بجرايم سبب خلاصى باشد از عذاب و حال آنكه نزول عذاب و ارتفاع تكليف مقارن يكديگرند پس آيه دالست بر آنكه در وقت نزول عذاب توبه و استغفار مفيد نباشد و قوم يونس از اين حكم استثنااند چنان كه رقم ذكر خواهد يافت و بعد از انذار قريش از عقوبت دنيويه تهديد ميفرمايد از عقوبت اخرويه بقوله فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ پس هر آينه پرسيم آنان را كه فرستاده شدهاند بر ايشان پيغمبران و سؤال ايشان از قبول رسالت و اجابت رسل خواهد بود يعنى چون رسولان تبليغ رسالت خود كردند با معجزات بينه شما در جواب ايشان چه گفتيد و اين سؤال تعنيف و تعذيب است وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ و هر آينه بپرسيم فرستاده شدگان را يعنى پيغمبران را از اداى رسالت و تبليغ احكام و اين سؤال تشريف و تقريب است و گفتهاند كه امم را از فرمان بردارى انبيا پرسند و انبيا را از مهربانى بر امم و در انوار گفته كه اين سؤال توبيخ