تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٠ - سوره الأعراف(٧) آيات ٦٠ تا ٦٩
و يا استيناف و مساق آن بر هر دو وجه براى بيان رسالت است و در جمله اخيره تقرير توعيد او است ايشان را چه معنى اينست كه من ميدانم از قدرت و شدة بطش او و يا از جانب او بوحى چيزهايى را كه شما را اصلا علم بآن نيست قوم نوح عذاب قومى را كه تكذيب پيغمبر كنند نشينا بودند و نميدانستند چون نام پيغام و وحى شنيدند متعجب گشتند نوح عليه السّلام فرمود أَ وَ عَجِبْتُمْ همزه براى انكار است و واو عطف است بر محذوف اى اكذبتم و عجبتم يعنى آيا تكذيب و شگفت ميآريد و عجب مى نمائيد أَنْ جاءَكُمْ از آنكه بيايد بشما ذِكْرٌ پيغامى يا وحى يا موعظه مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار شما عَلى رَجُلٍ بر زبان مردى مِنْكُمْ از جنس شما يعنى آدمى كه هم زبانست با شما يا از جنس شما است در انوار آورده كه قوم نوح از ارسال رسل منكر بودند و ميگفتند كه لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ نوح فرمود كه آيا تعجب ميكنيد از آنكه شخصى از جنس شما مبعوث شود بر شما لِيُنْذِرَكُمْ تا بيم كند و بترساند شما را از عاقبت كفر و معصيت وَ لِتَتَّقُوا و يا بپرهيزيد از خشم خدا بسبب انذار وَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ تا شايد بر شما ببخشد بسبب پرهيز كردن از كفر و شرك فايده حرف ترجى تنبيه است بر آنكه متقى را سزاوار آنست كه اعتماد بر تقوى خود نكند و ايمن نشود از عذاب الهى و عقاب پادشاهى فَكَذَّبُوهُ پس بدروغ داشتند قوم نوح او را و چون بوحى الهى دانست كه ايشان ايمان نيارند دعا بهلاكت ايشان كرد و حقتعالى حكم كرد تا كشتى بساخت در عرض دويست سال چنان كه گذشت و با مؤمنان بكشتى درآمد و حقتعالى طوفان فرستاد و همه كافران را هلاك كرد و نوح عليه السّلام با اهل سفينه سالم ماندند چنان كه ميفرمايد كه فَأَنْجَيْناهُ پس نجات داديم نوح را از غرق شدن وَ الَّذِينَ مَعَهُ و آنان را كه با وى بودند فِي الْفُلْكِ در كشتى و مجموع ايشان هشتاد كس بودند چهل مرد و چهل زن و نزد بعضى هفتاد كس بودند و گويند نه كس بودند سه پسر او سام و يافث و جام و باقى از آنها كه ايمان آورده بودند باو و قوله فى الفلك متعلق است بمعه يا بانجينا يا حال از موصول يا از ضمير در معه وَ أَغْرَقْنَا و غرق ساختيم بطوفان الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا آنان را كه بدروغ شمردند دلالات وحدت يا معجزات نوح را كه دال بود بر نبوة او إِنَّهُمْ كانُوا بدرستى كه بودند قوم نوح قَوْماً عَمِينَ گروهى كوران يعنى كور دل و غير مستبصر بنشانهاى وحدانية خدا و معجزات نوح و اصل عمين عميين بوده كه بعد از تخفيف عمين شده و باقى قصه نوح در ضمن بعضى آيات و سوره هود مذكور خواهد شد و نيز بجهة تسليه خاطر عاطر سيد عالم صلّى اللَّه عليه و آله قصه هود را بر قصه نوح عطف كرده ميفرمايد كه وَ إِلى عادٍ و فرستاديم