تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٧ - سوره التوبة(٩) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
عبارتست از تصديق بتوحيد و عدل و نبوت و امامت و معاد و عدم تصديق بيكى از اينها موجب عدم ايمانست و مستلزم كفر و مراد بزيادتى ايمان در حديثين مذكورين بر وجه كميت نيست بلكه بحسب كيفيت است كه آن بكثرت ادله و حجج عقليه و نقليه است بر آن وجهى كه موجب كمال انكشاف و ظهور تمام شود و بمثابه رسد كه مساوى شود با امور ضروريه چون حرارت نار و ضوء شمس چنان كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه
لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا
يعنى اگر پرده را از پيش من بردارند يقين من زياده نشود بر آنچه دانستهام بعد از ان بيان اعراض منافقان ميكند از نظر و تدبر در امور هاديه و بر سبيل انكار ميفرمايد كه أَ وَ لا يَرَوْنَ آيا نميبينند اين منافقان أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ آنكه ايشان مبتلا ميشوند باصناف بليات از مرض و وجع و قحط و يا بجهاد با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و مغلوبيت ايشان بسبب آن با وجود كثرت ايشان و قلت ياران آن قدوه عالميان و يا بظهور نفاق و كذب ايشان بر مسلمانان و عارف شدن آن حضرت بضماير مكنونات خبيثه ايشان فِي كُلِّ عامٍ در هر سال مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ يك بار يا دو بار ثُمَّ لا يَتُوبُونَ پس توبه نمىكنند از نفاق وَ لا هُمْ يَذَّكَّرُونَ و پند نميگيرند و متعظ نمىشوند و در آيات و عبر و امثال تفكر و انديشه نميكنند وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ و چون فرود آيد سُورَةٌ سوره از قرآن كه در آن عيب ايشان مذكور باشد نَظَرَ بَعْضُهُمْ نظر كنند برخى از ايشان إِلى بَعْضٍ بسوى برخى ديگر يعنى بچشم يكديگر را اشارت كنند از روى انكار و سخريه بدان سوره و يا از راه خشم و سخط باستماع عيوب خود يا بتغامز عيون ايمايى كنند بهم بقرار از مجلس و آهسته با يكديگر گويند هَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍ آيا مىبينند يكى از مسلمانان شما را كه از مجلس بيرون رويد پس اگر كسى بيند اقامت كنيد و اگر نه برخيزيد ثُمَّ انْصَرَفُوا پس بازگردند از مجلس پيغمبر بجهت خوف فضيحت يا فرط غيظ و يا منصرف شوند از فوايد قرآنى كه مؤمنان بآن مستفيذ ميشوند صَرَفَ اللَّهُ گردانيده است خدا قُلُوبَهُمْ دلهاى ايشان را از ثواب و رحمت در آخرت يا از انشراح صدر و فهم قرآن و قبول ايمان بجهت عقوبت فرط عناد و انكار و اصرار كفر ايشان و عدم تدبر در آيات بينه و معجزات ظاهره و محتمل است كه اين كلام بمعنى دعا باشد يعنى حقتعالى دلهاى ايشان را از راه حق بگرداناد و بطريق بهشت رهنمونى نكناد بِأَنَّهُمْ بسبب آنكه ايشان قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ گروهىاند كه درنمىيابند حق را و فهم آن نميكنند از غايت رسوخ كفر و عناد در باطن ايشان تدبر در آن نمىكنند تا حق را دريابند