تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٦ - سوره التوبة(٩) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
اماره كافر نعمتتر نيست و نزديكترين دشمن بتو او است كه اعد عدوك نفسك التي بين جنيبك پس بقتال او كه جهاد اكبر عبارت از آنست اشتغال نمودن اولى و انسب مينمايد و ببايد دانست كه منشا رفتن حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله بتبوك آن بود كه در سنه تسع خبر بمدينه رسيد كه لشگر روم بشام آمدهاند و متوجه مدينهاند و مقدمه لشگر بلقا رسيده و هرقل در حمص است و آن حضرت با سيهزار مرد متوجه شام شده و چون بتبوك رسيد كه چهارده مرحله است تا مدت دو ماه توقف فرمود ظاهر شد كه آن خبر دروغ بوده بازگشت فرمود و در اينغزا على مرتضى عليه السّلام را در مدينه خليفه خود گردانيد و بعد از آن حقتعالى در باب اهل نفاق ميفرمايد كه وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ و چون فرو فرستاده شود سوره يا پاره از قرآن چنان كه گذشت فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ پس از منافقان كسى هست كه گويد با منافقى ديگر از روى انكار و استهزاء ابا ضعفاى مؤمنان گويد أَيُّكُمْ زادَتْهُ كيست از شما آنكه بيفزود او را هذِهِ اين سوره إِيماناً گرويدن يعنى كدام است آن كس كه اين سوره او را يقين و ثبات در دين بيفزايد حقتعالى در جواب او فرمايد كه فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا پس اما آنان كه گرويدهاند فَزادَتْهُمْ إِيماناً پس زياده ميگرداند اين سوره ايمان را بزيادتى علمى كه حاصل ميشود از تدبر در اين سوره و انضمام ايمان بآن وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ و ايشان شاد ميشوند بنزول آنكه سبب زيادتى كمال و واسطه ارتفاع حال ايشانست وَ أَمَّا الَّذِينَ و اما آنان كه فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ در دلهاى ايشان بيمارى شك و نفاق و حقد و حسد و بغض اسلام است فَزادَتْهُمْ پس زياده ميكند آن سوره ايشان را رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ كفرى مضموم بكفر ايشان يعنى در سورههاى ديگر شك داشتند پس شك ايشان در اين سوره با آن شك انضمام يافت و موجب زيادتى كفر ايشان شد وَ ماتُوا و مردند يعنى استحكام يافت اين صفت در ايشان تا وقتى كه مردند وَ هُمْ كافِرُونَ در حالتى كه ايشان كافر بودند بدانكه خلافست در آنكه ايمان قابل زياده و نقصان هست يا نه سلف بر اولند و از جمله دلايل ايشان قول حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله در حق امير المؤمنين عليه السّلام كه
لو وزن ايمان على بايمان اهل الارض لرجح ايمان على عليه السلم
و از امير المؤمنين عليه السّلام نيز مرويست كه
الايمان يبدء نقطة بيضاة فى القلب فكلما ازداد الايمان عظما ازداد لك البياض حلى بيض القلب كله و ان النفاق يبدء نقطه سوداء فكلما ازداد النفاق از داد ذلك السواد حتى يسود القلب كله
و حق آنست كه ايمان متصف بنقض نيست زيرا كه آن