تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٥ - سوره التوبة(٩) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
بجهاد و باقى توقف نمايند لِيَتَفَقَّهُوا تا طلب دانش كنند فِي الدِّينِ در دين و تكلف نمايند در فقاهت در خدمت حضرت رسالت ص وَ لِيُنْذِرُوا و بايد كه بيم كنند فقها قَوْمَهُمْ گروه خود را إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ چون باز گردند بسوى اهل خود يعنى بايد كه غايت سعى و معظم غرض ايشان از نفقه ارشاد قوم باشد و در اين دليلست بر آنكه نفقه و تذكير از فرض كفايتست و سزاوار آنست كه غرض متعلمان در فقه استقامت خودشان باشد و اقامت غير نه ترفع بر مردمان و تبسط و اشتهار در بلاد لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ تا باشد كه اهل قبيله ايشان حذر نمايند از آنچه بيم كرده ميشوند از آن از كلبى روايتست كه آيت در حق بنى اسد آمد كه ايشان را قحطى عظيم رسيد برخواستند و با جميع زنان و كودكان بمدينه آمدند و گفتند كه ما آمدهايم تا تعليم گيريم از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پس نرخها گران كردند و بعضى راهها را متنجس ميساختند حقتعالى اين آيه فرستاد كه بايد كه از هر قبيله گروهى از ايشان بيرون روند بتحصيل فقه نه همه و بعد از آنكه علم فقه را آموخته باشند بناحيه خود توجه نمايند و ايشان را تعليم دهند تا همه ايشان از معاصى حذر كنند و او امر و نواحى الهى را امتثال نمايند و بعد از آن امر ميفرمايد بقتال اقرب فالاقرب و ميفرمايد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى كسانى كه گرويدهايد قاتِلُوا الَّذِينَ كارزار كنيد با آنان كه يَلُونَكُمْ نزديك شمااند مِنَ الْكُفَّارِ از ناگرويدگان و آنها يهودانى بودند كه در حوالى مدينه متوطن شده بودند چون بنى قريظه و بنى نضير و خيبر و گويند مراد اهل رومند كه در ولايت شام بودند و شام قريب بمدينه است و بهر تقدير ميفرمايد كه قتال كنيد با مشركان نزديك وَ لْيَجِدُوا و بايد كه بيابند كافران و فهم كنند فِيكُمْ غِلْظَةً در شما درشتى نسبت بخود يعنى عنفى كه در مقابل قبل از وقوع در قتال با شدتى و فرط صبرى بر مقاتله يا شجاعتى تمام در حين محاربه غرض آنست كه مقاتله كنيد با كفارى كه اقرب باشند بشما زيرا كه قتال با تباين امكنه ايشان دفعة واحدة از محالاتست پس ناچار است از ترتيب و احوط ابتدا است باقرب ما دام كه خطر ابعد اشد نباشد از اقرب و لهذا حضرت رسالت (ص) مقاتله با بنى نضير و بنى قريظه قبل از حرب هوازن فتح مكه كرد و با اهل فارس محاربه نكرد بجهة بعد ايشان و مرويست كه ابن عمر را پرسيدند از قتال ديلم گفت عليكم بالروم بر شما باد كه با اهل روم كارزار كنيد وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ و بدانيد كه خدا مَعَ الْمُتَّقِينَ با پرهيز كارانست بحفظ و اعانت و نصرت و از جمله محالاتست كه او سبحانه بچيزى امر فرمايد و خود با ضد آن باشد در فتوحات آورده كه حقتعالى مؤمنان را بقتل كفار اقرب ميفرمايد و هيچ دشمن از نفس