مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢ - ١ معنی « مطلق » و « نسبی » و اثبات نسبی بودن خیرات و شرور
متّصلند» یک معنی نسبی و اضافی است به خلاف «جسم بودن» یا «فلان مقدار را داشتن» یا «فلان عدد بودن» که مطلق است نه نسبی.
و گاهی «مطلق» و «نسبی» به معنای اخصّ از این معنی اطلاق میشود؛ یعنی به چیزی «نسبی» گفته میشود که به معنی اول اضافی باشد ولی در همه موارد شمول نداشته باشد، و اما «مطلق» به چیزی گفته میشود که چنین نباشد خواه از آن نظر که اضافی است ولی در همه موارد شمول دارد و یا اینکه اصلًا اضافی نیست یعنی از سنخ معانیای که احتیاج به دو طرف دارد نیست.
اکنون میگوییم: هم خیر مطلق داریم و هم خیر نسبی، و همچنین هم شرّ مطلق داریم و هم شرّ نسبی؛ و در اینجا از اصطلاح دوم پیروی میکنیم زیرا مفهوم «خیر» که به معنای «ما یختار و ما یؤثر» است یک مفهوم اضافی به حسب اصطلاح اول است.
آنگاه میگوییم: بعضی از امور وجودی هستند که برای یک چیز خیر و کمال است و برای یک چیز دیگر خیر و کمال نیست. بدیهی است که کمال و خیر حیوان با خیر انسان فرق میکند. برای یک پرنده «بودن در هوا» خیر است، برای ماهی «بودن در آب»؛ و حتّی اگر اعضای بدن یک انسان را در نظر بگیریم، از لحاظ رنگ و شکل و اندازه و نرمی و درشتی، میبینیم هر یک از اینها حکمش در هر عضوی فرق میکند؛ مثلًا رنگ و شکلی که در چشم مطلوب است غیر از آن چیزی است که در ابرو مطلوب است، و امثال اینها که احتیاجی به گفتن نیست. و یک چیز ممکن است نسبت به قشر عظیمی از موجودات خیر باشد، مثل هوا برای گیاهان و جانداران غیر آبی و قوه جاذبه زمین برای همه آنها. و به همین دلیل ذات پروردگار که همه خیرات و کمالات قائم به اوست و اگر همه جهان را به منزله یک فرد در نظر بگیریم (همان طور که واقعا هم چنین است) خیری جز او برای جهان نیست، پس ذات او «خیر مطلق» است. از اینجا معنای «شرّ نسبی» هم معلوم شد. بسیاری از چیزها که عایق و مانع کمالات موجودات دیگر میگردند و آفت آنها هستند، نسبت به آنها شرّند، مثل آفات نباتات و آفات حیوانات و آفات اختصاصی روحی یا اجتماعی انسان. و اما «شرّ مطلق» جز بر عدم مطلق قابل انطباق نیست؛ یعنی ما موجودی نداریم که شرّ مطلق باشد و لهذا گفتهاند:
زهر مار آن مار را باشد حیات | لیک آن مر آدمی را شد ممات | |
پس بد مطلق نباشد در جهان | بد به نسبت باشد این را هم بدان | |