مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢ - النمط الثامن فی البهجة و السعادة
فی ذات حمایتها نفسها.
فاذا کانت اللذات الباطنة أعظم من الظاهرة- و ان لم تکن عقلیة- فما قولک فی العقلیة؟
برای بعضی از واهمههای عوامانه این خیال پیش آمده است که لذات قوی و غالب منحصر به همان لذات حسی میباشند و ما سوای آنها لذاتی ضعیف هستند و بلکه لذات واقعی نمیباشند.
ولی اگر در میان این اشخاص صاحب تمیزی پیدا شود ممکن است آگاهانده شود که: آیا نه این است که قویترین لذات حسی، لذات جنسی و خوردنیها و نظیر اینها (پوشیدنیها و مسکنها) میباشند و شما میدانید که گاهی آدمی به خاطر یک پیروزی بر حریف، ولو در یک کار پستی مانند شطرنج بازی و نرد بازی، از امور خوردنی و جنسی چشم میپوشد و به خاطر لذتی که در این غلبه وهمی هست آنها را ترک میکند.
و همچنین امر خوردنی یا جنسی بر شخصی عرضه داشته میشود که به عفت و ریاست علاقهمند است و او در عین سلامت نفس و تن برای اینکه عزت و شکوهش در بین اطرافیان لکهدار نشود از آنها دست میکشد.
همچنین مردمان کریم النفس لذت بخشش و خورانیدن و پوشانیدن و راحت رسانیدن را بر لذات و شهوات حیوانی که دیگران برای آنها سر و دست میشکنند (از قبیل خوردن و پوشیدن و آسودن) مقدم میدارند و دیگران را بر خویشتن پیش میاندازند.
و همچنین آدم بزرگ نفس آنجا که امر دائر بشود که آبرو و کرامت خود را از دست بدهد یا گرسنگی و تشنگی بکشد تحمل گرسنگی برای محافظت بر آبرو در نظرش کوچک میآید و آنجا که در مبارزات با حریف روبرو میگردد مرگ و هلاکت ناگهانی را کوچک میشمرد و گاهی یک تنه بر گروه کثیری حمله میبرد و جان خود را به خطر میاندازد به خاطر ستایش لذت بخشی که ولو پس از مردن از وی خواهد شد، و چنین فرض میکند که بعد از مردن این ستایش به او خواهد رسید و او لذت خواهد برد.
پس معلوم میشود که لذات باطنی بر لذات حسی میچربد.
این جهت که از لذات حسی به خاطر لذات باطنی صرف نظر بشود اختصاص به انسان ندارد، حیوانات بی زبان نیز ممکن است چنین باشند. مثلًا سگ شکاری در حالی که گرسنه است شکار را میگیرد و نمیخورد بلکه بالای سر او میایستد تا صاحبش برسد، و گاه آن صید را به طرف صاحب خود حمل میکند.
و نیز حیوانات شیرده فرزندان خویش را بر خود مقدم میدارند و برای حمایت فرزند آنچنان خود را به خطر میاندازند که برای حمایت از خود چنان نمیکنند.