مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٢ - حرکت و مسأله هوهویت
زمان را در مکان تجسم میدهیم و میگوییم فرض کنید بین ساعت ٥ و ٦ حرکتی هست که این حرکت امر واحدی است. حال اگر در همین امر واحد نیم ساعت بعد از ساعت ٥ را در نظر بگیریم، قسمت قبلی غیر از قسمت بعدی است و قسمت قبلی در قسمت بعدی وجود ندارد و در قسمت بعدی معدوم است، قسمت بعدی نیز در قسمت قبلی معدوم است، در عین اینکه اینها همه مراتب یک شئ است. حال به سراغ قسمت قبلی میرویم و آن را به دو قسمت تجزیه میکنیم، یعنی این قسمت نیز خود قابل تقسیم به قبل و بعد است که قبلش غیر از بعدش میباشد. بعد را کنار گذاشته و قبل را دوباره به دو قسمت تقسیم میکنیم. این نیز قبل و بعدی دارد که قبلش غیر از بعدش و بعدش غیر از قبلش میباشد، قبل در بعد معدوم است و بعد در قبل معدوم است. این تقسیم را الی غیر النهایه میتوانیم جلو ببریم چون به جزء لایتجزی نمیرسد؛ یعنی این تجزیه پذیری به مرتبهها، در حدّی متوقف نیست و هر مرتبهای هم مصداق یک عدمی است امّا عدم مرتبه بعد. امّا اگر متوقف میشد مثل آناتی میگردید که آنها میگفتند و در چنین صورتی وجود و عدم با یکدیگر متحد نبودند. نتیجه قول آنهاست که وجود و عدم هرگز با یکدیگر متحد نمیشوند، چون آنها به آنات قائل هستند. ولی ما چون به آنات قائل نیستیم میگوییم زمان الی غیر النهایه قابل تجزیه است زیرا واقعیتش «متصل واحد» است و هر جزئش میتواند عدم جزء بعد باشد و خودش هم میتواند عدم خودش باشد به این معنا که هر جزئش عدم جزء دیگر باشد؛ و بدین ترتیب فاصله وجود و عدم کمتر و کمتر میشود ولی هرگز به جایی نمیرسد که اجزاء از یکدیگر جدا شوند، یک جزء فقط وجود باشد و جزء دیگر فقط عدم. این است که وجود هر مرتبهای مصداق عدم مرتبه قبل و مرتبه بعد است ولی هر وجودی هم الی غیرالنهایه قابل تقسیم به وجود و عدم است و وجود هر مرتبه عین عدم مرتبه قبل و عین عدم مرتبه بعد است نه عین عدم خودش، و این است که به جمع نقیضین هرگز کشیده نمیشود [١].
[١].- به هر حال مسأله وحدت زمان است که در اینجا موجود نیست ...
استاد: البته ... وحدت زمان نیست ... وحدت هوهویت است، و حتی زمان ناشی از وحدت هوهویت است. در نقیض این است که نقیض هر شئ رفع خود آن شئ است. اگر زمان یکی نباشد خود آن شئ دیگر نیست ...
- پس وحدت زمان امری ثانوی به تبع هوهویت است.