مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٢ - بخت و اتّفاق
گونه غایاتی که الآن وجود دارد، در آن حرکات وجود نداشته است، حرکاتی نامنظم، اگر هم منظم بوده در دایره خودش منظم بوده است، ولی این گونه نبوده که حرکاتی تکراری باشد و هیچ چیز جدیدی در آن حادث نشود (چون ممکن است ما فرض کنیم در خلأ نامتناهی ذراتی هستند و هر ذرهای در نقطهای حرکت میکند بدون اینکه تماسّی با ذره دیگر داشته باشد. این منجر به هیچ اتفاقی نمیشود، ولی فرض ما این گونه نیست). بعد ذرات در جایی جمع شدند و از جمع شدن اینها ترکیباتی پیدا شد و از ترکیب اینها مجموعا عالم پدید آمد. فرق نمیکند، چه عالم جمادات، چه عالم نباتات، چه عالم حیوانات و چه عالم انسان، همه اینها پیدایششان در اثر اتفاق بوده است؛ یعنی حرکات بلاغایتی به این غایت منجر شده که اینها غایت آن حرکات نبوده است؛ یعنی یک سلسله بلاغایتی در عالم وجود داشت و حرکات بینظمی، و این حرکات بینظم منجر شد به یک سلسله تصادفات، و در اثر آن تصادفات یک جریانی قهراً به وجود آمد؛ منتها چون زمان، غیرمتناهی و یا در صورت تناهی بسیار زیاد است، میلیاردها میلیارد بر این زمان گذشته؛ این تکرار مکرّرات میلیاردها میلیارد حرکات بینظم، یک صورت و فرضش هم این بوده که این حرکات به صورتی واقع شوند که این نظم موجود پدید بیاید.
پس این نظم اینطور نبوده که از ابتدا فاعلی به سوی آن حرکت میکرده و غایتی داشته از حرکت خودش که این نظم پیدا بشود، بلکه این نظم بر حسب اتفاق پیدا شده است، یعنی آن فاعل برای این غایت کار نمیکرده است؛ این غایت از این جهت که غایت است فاعل ندارد.
شما یک اتومبیل را در نظر بگیرید که از یک خیابان شمالی- جنوبی عبور میکند و اتومبیل دیگری که از یک خیابان شرقی- غربی عبور میکند. اینها قهراً در یک محل تقاطع به همدیگر میرسند. این اتومبیل که از شرق به غرب حرکت میکند غایتش چیست؟ غایتش رسیدن به فلان نقطه غربی است؛ و آن که از شمال به جنوب حرکت میکند غایتش رسیدن به یک نقطه جنوبی است. ولی حالا اگر اتفاقا هر یک از آندو در لحظهای خاص و با سرعت خاصی حرکت کنند، وقتی این به تقاطع میرسد آن دیگری هم در همان لحظه میرسد و هر دو میخواهند از تقاطع عبور کنند و در نتیجه با هم برخورد میکنند. ما معمولًا در اینجا کلمه «اتفاق» را به کار میبریم و میگوییم تصادف رخ داد. میگوییم من داشتم از شمال به جنوب میرفتم، تا رسیدم به فلان